تبليغاتX
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
اخبار اطلاعات و مسایل گوناگون شهرک شهید محلاتی
چهارشنبه پنجم بهمن 1390
حلول ماه ربیع الاول مبارک ...  

اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار*

ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار

پيامبر(ص):هر كس آمدن ربيع را به من بشارت دهد من به او بشارت بهشت را مي دهم.

فرارسیدن ماه ربیع الاول و آغازهجرت پیامبرولیله المببت شب جانفشانی امیراامومنین (ع)

مبارکباد
سه شنبه پانزدهم آذر 1390
عاشورای حسینی تسلیت ...  

سلام

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

سیه بپوش برادر سپیده را کشتند ......

عاشورای حسینی را بر سیاه پوشان و عزاداران حسینی تسلیت عرض میکنیم

امیدواریم عزاداریهای همه پیروان و عاشقان امام مظلوم مورد قبول درگاه خداوندی

قرار گیرد بیاییددرماه محرم زنجیرنزنیم! امازنجیرازپای آزادمردی بازکنیم‎ ‎.

سینه نزنیم‎ ‎! اماسینه دردمندی راازغم وآه پاک کنیم‎ ‎.

اشکی نریزیم امااشک ازچهره ی مظلومی پاک کنیم .‎ ‎

آن وقت باافتخاربگوییم :‎ ‎یا حسین .....

متن کامل زیارت عاشورا بهمراه ترجمه و فایل صوتی


... ادامه مطلب
یکشنبه سیزدهم آذر 1390
تخم مرغ دزد ... ...  

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : "دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و ...
کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم...

پ.ن. دیروز سوار یه تاکسی دیگه شدم دیدم راننده تاکسی جلوی برچسب قیمت روی شیشه رو یه برچسب دیگه زده و نوشته کرایه 1000 تومن، قبلا کرایه خط 800 تومن بود، به راننده نگاه میکنم ... تو دلم میگم دزد بیچاره، به خاطر 200 تومن ؟!!! من نگران آینده این سرزمینم ...    

پ.ن. منتظران مهدی به گوش باشند حسین را منتظرانش کشتند !!

پنجشنبه پنجم آبان 1390
اظهار لطف يکي از خودمون !!! ...  

اظهار لطف يکي از خودمون !!!

يکي از خوانندگان وبلاگ يادداشتي براي مطلب قبلي سايت نوشته اند که بدون هيچ دخل و تصرفي نقل ميکنيم و بعدش توضيحاتي در مورد آن :

اخه چيز....اولا اگر شما ريگي به کفش تون نيست چرا با نام مستعار ميايد جلو و اينجا مطلب مي زنين....2اگر دنبال مخ زني دختر هاي شهرک هستيد من خودم بهتون تل ميدم ولي بچه شهر ک نيستن ...اخه نظر سنجي درست کرديد...شما اقايد يا خانم... يا چند سالته يک دفعه بگيد دختراي بين 15تا 25سال شماره تل شون رو براي ما بذارن ///اگر هم اين سايت مال مديريت شهرک واقعا بايد بهتون تبريک گفت ..بابا دست مريزا چه حالي دادين به محيط فرهنگي شهرک ...کم مونده با همکاري شهرداري لودر بندازيد تو مقبره شهدا و قبور رو خراب کنيد...که با اين پيشرفت ازاتون بعيد نيست

حالا شايد منظوري نداريد خدا رو شکر ما مسوليتي نداريم ولي شماي که امدي اينجا سايت راه انداختي به اسم شهرک )نه مساجدش)تونستيد جمع اش کنيد حالا صبر کن کتابخونه دم پمپ بنزين و مترو راه بي افته .... اگر از اين محيط معنوي شهرک چيزي باقي موند.....شما هم خوش باشيد البته با همکاري شهرداري محترم تون....

روز رستاخيز اين مديريت فعلي شهرک و شهرداري ميخوان کجا قايم شن...

خوش باشيد

اما توضيحات:

1-      از ايشون تشکر ميکنيم که و.قت گذاشتند و حرفاشون رو نوشتند

2-      گلايه داريم از ايشون که به ما ايراد ميگيرن که با نام مستعار ميايد جلو درحالي که نام مستعار نيست مخففه ضمن اينکه ما اينجا نام و نشون و سايت و ايميل و همه چي داريم شما که روضه بلدي چرا خودت گريه نميکني؟ شما چرا هيچي از خودت ننوشتي ؟ يکي از خودتون يعني چي؟ شما ريگي به کفشته يا ما ؟؟؟؟

3-      ما خوشبختانه هرموضوعي که در سايت مطرح ميشه و خواننده ها نظر ميدن سعي ميکنيم شفاف و با نظر عزيزان باشه موضوع نظرسنجي که گذاشته شده هم به پيشنهاد يکي از مهندسين خواننده سايت بود که قول داد بعنوان نويسنده به ما کمک کنه ولي متاسفانه مثل بقيه بد قولي کرد . ولي اگه کسي دنبال اين مسائل باشه راه هاي ساده تري رو انتخاب ميکنه ....

4-      اين سايت به هيچ شخص حقوقي يا سازماني وابسته نيست ربطي هم به مديريت شهرک نداره و به همين دليل اگر انتقادي به مديريت شهرک يا هر کس ديگري باشه منصافه مطرح ميکنه البته حرفاي شما هم همچين مبهمه و جواب شما هم به عهده مسئوليني که گفته ايد ....

5-      اگر هرکسي از مسئولين يا افراد حقوقي و حقيقي ديگه در اين مورد يا موارد مشابه نظري داشته باشند به شرطي که توهين به کسي نباشه بدون کم و کاست مثل نظر ايشان در سايت قرار مي دهيم

یکشنبه یکم آبان 1390
پرواز دو کبوتر ...  
سلام

در هفته گذشته دو کبوتر سبکبال دو جوان و دو نفر از عزیزان شهرک ما به سوی معبود خود پرواز کردند

یکی از این عزیزان بسیجی فعال عضو بسیج پایگاه شهید اسکندری مرحوم مجتبی نجاری از اعضای فعال هیئت کربلا بود که در حین مانور بسیج به دلیل سقوط از راپل به شهادت رسید و دیگری مرحوم کربلایی  علی عسکری تورزنی  عضو هیئت بضعه النبی ظاهرا در تصادفی که در جاده قم اتفاق افتاده جان به جان آفرین تسلیم کرد.

برای شادی روحشان صلوات می فرستیم و دعا می کنیم .

ضمن تشکر از آقای امین دوست مرحوم شهید مجتبی نجاری خاطره ای که در نظرات گذاشتند را اینجا می آوریم:

سلام
من یکی از همکارا و هم کلاسیای سابق شهیدم
یه خاطره از شهید دارم که الحق ارزش نوشتن و خوندن داره
یبار بحثمون شد سر (ان الحسین حراره فی قلوب المسلمین.....) و تهاجم فرهنگی و......
وسط مبحث شهید گفت:"خدا وکیلی این غربیا و شرقیا و اونایی که تحت تاثیر اینان هیچی ندارن.
گفتیم چطور حاجی؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت:ما اگه گه گداری دلمون بگیره یه روضه ای هیت امام حسینی میریم یه اشکی میریزیم اما این بیچاره ها چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غبطه به این بحث موند تو دلم تا یه هفته بعدش شنیدم:ولاتحسبن الذین.......
حالا غبطه به مقامش تا قیامت بامه