X
تبلیغات
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
اخبار اطلاعات و مسایل گوناگون شهرک شهید محلاتی
چهارشنبه هشتم آذر 1391
مروری بر خاطرات ...  

سلام

چهارشنبه روز عید غدیر بود

راستی عیدتون مبارک!!!

اولین برف سنگین داشت پائیز رو بدرقه می کرد

شب بود ساعت حدود ۱۰ اینا بود که دخترم گفت:

بابا پاشو بریم توی برف قدم بزنیم

منم که از خدا خواسته پاشدم لباس نسبتا گرم پوشیدیم

زدیم بیرون ... توی برف چه کیفی میداد قدم زدن

رفتیم از خیابون جلوی خونه تا جاده سلامتی کنار خیابون قائم

روی لوازم ورزشی و بدنسازی یک کمی ورزش کردیم

روی تمامشون کلی برف نشسته بود ولی حالی داشت

بعدش ادامه دادیم رفتیم بالا توی بلوار بسیج

نزدیک نگهبانی که نگهبانش از سرما کز کرده بودتو کیوسک

درخت کاجهای کوتاه از برف مثل تخم مرغ شده بودند

و زیبائیه خاصی به بلوار میدادند

کاش دوربین مناسب داشتیم

عکسای موبایل اونم توی شب و زیر برف

زیاد کیفیت مطلوبی ندارند

قسمت آخرش که تردد ماشین نداره

شاید حدود ۵ سانت برف کف خیابون نشسته بود

تصمیم گرفتیم آدم برفی بسازیم

البته به سبک جدیدو ابداعی خودمون

یعنی روی زمین ..... درازکش!!!

یکی نسبتا کوچیک ساختیم

خوشمون اومد یکی بزرگترش رو ساختیم طوری که وقتی

دخترم میخواست دکمه هاشو بذاره باید می پرید

وسط آدم برفی و با جای پاش دکمه درست می کرد!!

بالاخره ساختیمش این شد:

دیگه نرفتیم ببینیم فرداش چی به سرش اومد!!!

برگشتنه وقتی از خیابون میومدیم برف زیادی که

روی ماشینها نشسته بود ما رو وسوسه کرد

تا تجربه ساخت آدم برفی رو روی اونا هم تکرار کنیم

پسرک برفی روی این ماشین:

و دختر برفی هم روی این پیکان:

البته صبح وقتی از این ماشین عکس انداختیم واضح بود:

پارسال که رفتیم بیرون رفته بودیم سر تپه

و از اونجا با هم سر میخوردیم به پائین

امسالم ایشالا میریم

آخه مزه میده

پدر و دختریش هم خودش یه حالی داره


نوشته شده توسط شی - رازی در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 13:6 | لینک ثابت | ثبت نظر
یکشنبه دوم مهر 1391
تحریم سراسری گوگل و یوتیوپ ...  

بدنبال اعلام مدير گوگل، مبني برعدم توقف پخش فيلم توهين آميزبه پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم)، اقشار مختلف مسلمانان براي نشان دادن اعتراض خود ، استفاده از جستجوگر گوگل وسایت یوتیوپ را در تمامی کشورهای اسلامی ، بمدت حداقل دو روز (٣و۴ مهر) تحريم كرده اند- طبق پيش بيني ، انتظار مي رود خسارتی که از این کار به شركت گوگل وارد خواهد شد به ٢١٠ ميليون دلاربرسد-
لطفا پخش كنيد تا حركت درخورتوجهی در دفاع از پيامبر عزيزمان كرده باشيم.

پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390
برف و شهرک ...  
سلام

دیشب و امروز این محله مخصوصا شهرک برف سنگین و زیبایی آمده که اگر مشکلاتش رو ندید بگیریم صحنه ها و منظره های بسیار زیبا و دوست داشتنی ای رو خلق کرده

از همه شهرکی ها دعوت میکنم عکسهای زیبایی از منظره های برفی شهرک بگیرند و برای درچ در سایت بفرستند

دلتان مثل برف سفید باد

چهارشنبه پنجم بهمن 1390
حلول ماه ربیع الاول مبارک ...  

اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار*

ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار

پيامبر(ص):هر كس آمدن ربيع را به من بشارت دهد من به او بشارت بهشت را مي دهم.

فرارسیدن ماه ربیع الاول و آغازهجرت پیامبرولیله المببت شب جانفشانی امیراامومنین (ع)

مبارکباد
سه شنبه پانزدهم آذر 1390
عاشورای حسینی تسلیت ...  

سلام

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

سیه بپوش برادر سپیده را کشتند ......

عاشورای حسینی را بر سیاه پوشان و عزاداران حسینی تسلیت عرض میکنیم

امیدواریم عزاداریهای همه پیروان و عاشقان امام مظلوم مورد قبول درگاه خداوندی

قرار گیرد بیاییددرماه محرم زنجیرنزنیم! امازنجیرازپای آزادمردی بازکنیم‎ ‎.

سینه نزنیم‎ ‎! اماسینه دردمندی راازغم وآه پاک کنیم‎ ‎.

اشکی نریزیم امااشک ازچهره ی مظلومی پاک کنیم .‎ ‎

آن وقت باافتخاربگوییم :‎ ‎یا حسین .....

متن کامل زیارت عاشورا بهمراه ترجمه و فایل صوتی


... ادامه مطلب
پنجشنبه پنجم آبان 1390
اظهار لطف يکي از خودمون !!! ...  

اظهار لطف يکي از خودمون !!!

يکي از خوانندگان وبلاگ يادداشتي براي مطلب قبلي سايت نوشته اند که بدون هيچ دخل و تصرفي نقل ميکنيم و بعدش توضيحاتي در مورد آن :

اخه چيز....اولا اگر شما ريگي به کفش تون نيست چرا با نام مستعار ميايد جلو و اينجا مطلب مي زنين....2اگر دنبال مخ زني دختر هاي شهرک هستيد من خودم بهتون تل ميدم ولي بچه شهر ک نيستن ...اخه نظر سنجي درست کرديد...شما اقايد يا خانم... يا چند سالته يک دفعه بگيد دختراي بين 15تا 25سال شماره تل شون رو براي ما بذارن ///اگر هم اين سايت مال مديريت شهرک واقعا بايد بهتون تبريک گفت ..بابا دست مريزا چه حالي دادين به محيط فرهنگي شهرک ...کم مونده با همکاري شهرداري لودر بندازيد تو مقبره شهدا و قبور رو خراب کنيد...که با اين پيشرفت ازاتون بعيد نيست

حالا شايد منظوري نداريد خدا رو شکر ما مسوليتي نداريم ولي شماي که امدي اينجا سايت راه انداختي به اسم شهرک )نه مساجدش)تونستيد جمع اش کنيد حالا صبر کن کتابخونه دم پمپ بنزين و مترو راه بي افته .... اگر از اين محيط معنوي شهرک چيزي باقي موند.....شما هم خوش باشيد البته با همکاري شهرداري محترم تون....

روز رستاخيز اين مديريت فعلي شهرک و شهرداري ميخوان کجا قايم شن...

خوش باشيد

اما توضيحات:

1-      از ايشون تشکر ميکنيم که و.قت گذاشتند و حرفاشون رو نوشتند

2-      گلايه داريم از ايشون که به ما ايراد ميگيرن که با نام مستعار ميايد جلو درحالي که نام مستعار نيست مخففه ضمن اينکه ما اينجا نام و نشون و سايت و ايميل و همه چي داريم شما که روضه بلدي چرا خودت گريه نميکني؟ شما چرا هيچي از خودت ننوشتي ؟ يکي از خودتون يعني چي؟ شما ريگي به کفشته يا ما ؟؟؟؟

3-      ما خوشبختانه هرموضوعي که در سايت مطرح ميشه و خواننده ها نظر ميدن سعي ميکنيم شفاف و با نظر عزيزان باشه موضوع نظرسنجي که گذاشته شده هم به پيشنهاد يکي از مهندسين خواننده سايت بود که قول داد بعنوان نويسنده به ما کمک کنه ولي متاسفانه مثل بقيه بد قولي کرد . ولي اگه کسي دنبال اين مسائل باشه راه هاي ساده تري رو انتخاب ميکنه ....

4-      اين سايت به هيچ شخص حقوقي يا سازماني وابسته نيست ربطي هم به مديريت شهرک نداره و به همين دليل اگر انتقادي به مديريت شهرک يا هر کس ديگري باشه منصافه مطرح ميکنه البته حرفاي شما هم همچين مبهمه و جواب شما هم به عهده مسئوليني که گفته ايد ....

5-      اگر هرکسي از مسئولين يا افراد حقوقي و حقيقي ديگه در اين مورد يا موارد مشابه نظري داشته باشند به شرطي که توهين به کسي نباشه بدون کم و کاست مثل نظر ايشان در سايت قرار مي دهيم

یکشنبه یکم آبان 1390
پرواز دو کبوتر ...  
سلام

در هفته گذشته دو کبوتر سبکبال دو جوان و دو نفر از عزیزان شهرک ما به سوی معبود خود پرواز کردند

یکی از این عزیزان بسیجی فعال عضو بسیج پایگاه شهید اسکندری مرحوم مجتبی نجاری از اعضای فعال هیئت کربلا بود که در حین مانور بسیج به دلیل سقوط از راپل به شهادت رسید و دیگری مرحوم کربلایی  علی عسکری تورزنی  عضو هیئت بضعه النبی ظاهرا در تصادفی که در جاده قم اتفاق افتاده جان به جان آفرین تسلیم کرد.

برای شادی روحشان صلوات می فرستیم و دعا می کنیم .

ضمن تشکر از آقای امین دوست مرحوم شهید مجتبی نجاری خاطره ای که در نظرات گذاشتند را اینجا می آوریم:

سلام
من یکی از همکارا و هم کلاسیای سابق شهیدم
یه خاطره از شهید دارم که الحق ارزش نوشتن و خوندن داره
یبار بحثمون شد سر (ان الحسین حراره فی قلوب المسلمین.....) و تهاجم فرهنگی و......
وسط مبحث شهید گفت:"خدا وکیلی این غربیا و شرقیا و اونایی که تحت تاثیر اینان هیچی ندارن.
گفتیم چطور حاجی؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت:ما اگه گه گداری دلمون بگیره یه روضه ای هیت امام حسینی میریم یه اشکی میریزیم اما این بیچاره ها چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غبطه به این بحث موند تو دلم تا یه هفته بعدش شنیدم:ولاتحسبن الذین.......
حالا غبطه به مقامش تا قیامت بامه

یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390
مجتبی نجار ...  

سلام

متاسفانه مطلع شدیم یکی از بچه های شهرک به نام مجتبی نجار در سانحه سقوط از کوه جان خود را از دست داده است اگر اشتباه نکرده باشم ایشان گهگاهی وبلاگ نویسی هم میکرده که اگر مطمئن شدم وبلاگش را معرفی میکنم . این بسیجی فعال که ظاهرا در کوه نوردی با دیگر دوستانش دچار حادثه شده یکی از بسیجیان شهرک شهید محلاتی بود . ضمن عرض تسلیت به دوستان و خانواده این مرحوم برای او ازخدای متعال طلب آمرزش داریم . روحش شاد و یادش گرامی

از دوستان و آشنایان ایشان دعوت می کنیم چنانچه اطلاعات کاملی در مورد ایشان و نحوه حادثه دارند در اختیار قرار دهند تا در سایت شهرک درج گردد

یکشنبه دهم مهر 1390
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت ...  
سلام

دیری است که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

.....

تیتر و شعر و این چیزا هیچ ربطی به هم ندارند

به موضوعی هم که میخوام بنویسم ربطی ندارند

------

این مقدمات که ربطی هم نداشت برای این بود که اشاره کنم معمولا اینجا هر ازگاهی

بعضیا میان حرفا و ادعاهایی مطرح میکنن و قولایی میدن وقتی پای عمل میرسه یکدفعه

غیب میشن و ما رو از امدادهای غیبی برخوردار میکنن

همین

سه شنبه پنجم مهر 1390
پایتخت معنوی ایران ...  
سلام

با عرض معذرت به علت سفر نسبتا طولانی (ده روزه) به مشهد مقدس مدتی در خدمت نبودم

برای تک تک عزیزانی که میشناختم یا جدید آشنا شده بودیم به اسم دعا کردم و از خدا خواستم

توفیقات روزافزون به ایشان عطا کند .

مشهد واقعا پایتخت معنوی ایرانست .

گنبد و بارگاه و جلال و جبروت حریم رضوی واقعا خانه امنی است برای دلهای پریشان و مستاصل

بی توجه به ظاهر و باطن آدما بدون در نظر گرفتن عقاید و باورهای آدما به همه زائرینش لطف داره

امام رضا مظهر لطف خداست که باران رحمتش بر کوه و دشت و بیابان و جنگل یکسان سرازیره

از خدایی بهره برده که به منکران خدائیه خودش هم لطف میکنه و رزق و روزیشون رو میده

اسم با مسمایی داره امام مهربون ما چون هرکسی که به زیارتش بره راضی بر میگرده

امام رضا ما زیر سایه پر مهر تو زندگی میکنیم و امیدمون به بخشش خداست که با پادرمیانی

و ضمانت تو نصیب ایرانی ها خواهد شد انشاالله . پس لطفا از خدا برای ما آنچه را که به صلاحمون

و به نفعمونه و موجب عاقبت بخیریمون میشه بخواه ......

 پی نوشت :

خانوم مهندس شما قول داده بودی با حروف مقطعه بنویسی .... پس چی شد؟

بنویس با هر نامی که دوس داری ... ضمنا اگه مایل بودی بگو تا بعنوان نویسنده تعریف کنم

و مستقیما در سایت بنویسی

 

یکشنبه بیستم شهریور 1390
تفاهم !!! ...  
سلام خدمت مهندس نازنین که با تمام مشغله ای که دارند وقت گذاشته و ما را شرمنده میکنند

(با عرض معذرت از اشتباه در عنوان ، شما بزرگوارید از صمیم قلب براتون آرزوی توفیق دارم

با این توضیح که خوشبختم چون خودم هم ورودی ۶۷ دانشگاه شریف بودم)

برای اینکه باز به ایشان و دیگر عزیزان ثابت کنیم نظراتشان به همان صورتی که هست برای ما ارزشمند و قابل احترم است عینا در اینجا نقل میکنیم منتها این دفعه با این توضیح که با نظرات شما کاملا موافق بوده و به نظرم هیچ اختلاف نظری در این موارد نداریم . بحث سایت و وبلاگ رو با شما هم عقیده هستم ولی به اصرار تعدادی دوستان دامنه ثبت کردیم ولی متاسفانه همکاری نکردند و از طرفی اسم خوبی بود حیفمون اومد از دست بره گفتیم داشته باشیم برای شهرک که اگر روزی انسان فرهیخته و فهمیده ای مثل شما پیدا شد و استفاده کرد هزینه ای که شده هدر نیست ..... ولی در کل با شما موافقم. در مورد تبلیغ و عمل به وظیفه و اینها فکر کنم بحث به مغلطه می افتد ادامه نمیدهم چون با توضیحات شما مخالف نیستم شاید بد توضیح دادم که جای ادامه دادنش اینجا نیست. به هر حال با تشکر مجدد از شما با اجازتون نظرات شما رو میارم و معرفیتون رو هم اگه اجازه بدید حذف نکنم چون باعث غرور بنده و فکر میکنم سایر هم شهرکی ها باشید و افتخار میکنیم که امثال شما شهرک ما را زینت بخشیده اند:

جمعه 18 شهریور1390 ساعت: 13:29          توسط:همون یکی از ساکنین

فکرکنم منظور اصلی بنده رومتوجه نشدین !! من گفتم" من میدونم شما موفق نمیشین؟؟!" من اصلا کلمه ای با این عنوان ومضامین نزدیک بهاون در کامنتم آوردم؟! اتفاقا برعکس من اصلا تو دایره المعرفم کلمه ای با عنوان غیر ممکن وجود نداره !!!!

شما تو این وبلاگ در مورد ترویج فرهنگ و علم مطالبی رو بیان کردید ؟؟!

اما در مورد این جمله که صد در صد باهاش مخالفم !"یعنی اینکه ما باید به وظیفه مون عمل بکنیم و به اینکه آیا نتیجه مطلوب میده یا نه کاری نداشته باشیم " حالا که شما اصرار دارین توجیهات ومطالبتون آموزه های دینی داشته باشه اینجوری جوابتون رومیدم ....

قرآن فرموده که امر به معروف و نهی ازمنکر وظیفه هر مسلمونی یه ! اما چه زمانی ؟! آیا تو همیشه موظفی به وظیفه ت عمل کنی و هرجا رسیدی امر به معروف و نهی از منکرکنی و ... نه !!! هرجایی نه !! علماء میگن اگر دیدین امر به معروفتون نتیجه عکس داره و باعث شر میشه دیگه اونجا امر به معروف نباید بکنی !! یعنی چی؟! یعنی هر کاری میکنی اول باید فکرکنی ببینی نتجه عملت چی یه ؟! هدفت چیه ؟! هدف از امر به معروف خیر و هدایته ولی اگر تو به قول شما به وظیفه ت عمل کنی و به نتیجه شم فکرنکنی اونوقت ممکنه باعث نابودی یه نفر میشی !!

فکرکنم منظور اصلی بنده رومتوجه نشدین !! من گفتم" من میدونم شما موفق نمیشین؟؟!" من اصلا کلمه ای با این عنوان ومضامین نزدیک بهاون در کامنتم آوردم؟! اتفاقا برعکس من اصلا تو دایره المعرفم کلمه ای با عنوان غیر ممکن وجود نداره !!!!
شما تو این وبلاگ در مورد ترویج فرهنگ و علم مطالبی رو بیان کردید ؟؟!
اما در مورد این جمله که صد در صد باهاش مخالفم !"یعنی اینکه ما باید به وظیفه مون عمل بکنیم و به اینکه آیا نتیجه مطلوب میده یا نه کاری نداشته باشیم " حالا که شما اصرار دارین توجیهات ومطالبتون آموزه های دینی داشته باشه اینجوری جوابتون رومیدم ....
قرآن فرموده که امر به معروف و نهی ازمنکر وظیفه هر مسلمونی یه ! اما چه زمانی ؟! آیا تو همیشه موظفی به وظیفه ت عمل کنی و هرجا رسیدی امر به معروف و نهی از منکرکنی و ... نه !!! هرجایی نه !! علماء میگن اگر دیدین امر به معروفتون نتیجه عکس داره و باعث شر میشه دیگه اونجا امر به معروف نباید بکنی !! یعنی چی؟! یعنی هر کاری میکنی اول باید فکرکنی ببینی نتجه عملت چی یه ؟! هدفت چیه ؟! هدف از امر به معروف خیر و هدایته ولی اگر تو به قول شما به وظیفه ت عمل کنی و به نتیجه شم فکرنکنی اونوقت ممکنه باعث نابودی یه نفر میشی !!

ادامه:
میدونینمن میگم آدم از اول فکرمیکنه هدفش چیه ؟! وراه رسیدن به هدفش چیه ؟! ببینه از راهای مختلف رسیدن به هدف به چه نتیجه ای میرسه ؟! وبر این اساس راهی رو انتخاب کنه که به بهترین نتیجه ممکنه برسه و در عین حال وظیفه شم انجام داده باشه !!
من میگم چه لزومی داره شما که اول راهی وهنوز خیلی از ساکنین با این سایت آشنا نیستند سایت زدید ؟! مگه همون وبلاگ مشکلش چی بود ؟! که باید سایت بزنید و اینهمه هزینه کنید اول راه ... مگه الان سایت و وبلاگ شما چه تفاوتی با هم دارن ؟! من میگممثلا میشد الان که وبلاگ یا سایت نوپاست همون وبلاگ مجانی رو انتخاب میکردید وشروع به تبلیغات میکردید ...مطالب مفید و علمی و فرهنگی توش بزنید ... تا جایی که ساکنین اهمیت این وبلاگ و مفیدبودن آن رو درک کنند ... وقتی همه اینطور با وبلاگ آشنا شدند حالا وسعتش میدیدو تبدیل به سایتش میکنید !! انوقت وقتی با استقبال مواجه میشید خب خیلی ها متوجه میشن که این سایت ارزش سرمایه گذاری رو داره و اونوقته که مشکلی با هزینه ها ندارید ....
من حرف اصلی م اینه ... مفید باشید مطالب مهم بنویسید که برای ساکنین مهم باشه بیان اینجا ... از فرهنگ وادب و علم صحبت کنید .... به قول یکی از ائمه " دوست ندارم هیچکدام از جوانان شما را در دو حالت زیر ببینم : دانش آموز یا دانشمند " !! و در یک کلمه مفید باشید و هزینه تان را در جهتی خرج کنید که ارزشش را داشته باشد که فردا که ازتان پرسیدند هزینه خود را درچه راهی صرف کردید بگویید مشکلی را ازمیان برداشتید یا چیزی را به دیگرانآموختید را راه زندگی را به دیگران نشان دادید !!!
موفق باشید ....
اما من 25 سالمه ... تا یکماه دیگه هم ایشالا مدرک فوق لیسانسمو " رشته مهندسی .... " از دانشگاه صنعتی شریف میگیرم .... کار جانبی م تدریسه .... عاشق تدریسم عاشق آموزش .... همین ! از ساکنین شهرک هستم!


جمعه هجدهم شهریور 1390
منفی نگری ...  

سلام با تشکر مجدد از یکی از ساکنین که توفیق دانستن مشخصاتشون رو هم نداریم

نظر جدیدشون رو به همراه نقد نظرشون اینجا میاریم :

چهارشنبه 16 شهریور1390 ساعت: 14:6                    توسط:همون یکی از ساکنین

سلام
خسته نباشید
خوب اولا که من آدرس ونگاه کردم وبلاگ بود، نمیدونستم سایت زدین !! به نظر شما لازمه این سایت زدن ها ... اصلا هدف این سایت و وبلاگ برای شهرک چیه ؟! که مثلا مشکلاتشو حل کنین ؟! مثل همین چراغونی کردن تپه ؟!! بعد اصلا کسی از مسئولین شهرک اهمیت میده به این سایت ؟!؟! از اهالی شهرک چی ؟! کسی میاد اظهار نظرکنه ؟!!!
من معتقدم اگه قراره جایی هزینه کنین سعی کنین جایی باشه که حداقل یه مشکل رو حل کنه !! الکی نباشه که به اسم شهرک و فلان و بهمان !! که مثلا بگیم آره شهرک ما هم بله سایت داره !! بچه مسلمونا هم بله !!بعدشم خودتون حرف و هدفتون رو از چراغونی واضح گفتین
"از همه جاهای مشابه بهتر باشه چون تابلوی معرفی و شناخت و ظاهر شهرک بحساب میاد " !!!! پس یکی از دلایلتون بالا بردن اسم شهرکه !!! ببینین چیزی که معرف اسم شهرکه آدمهاشن !! البته خب زیبایی هم هست قبول دارم ولی در درجه اول چیزی که بیشتر از همه آدم و از این شهرک گریزون میکنه آدمهاشن ! رفتاراشونه ... آدمهایی که ادعای مذهب ومسلمونی دارن ... نمیگم همه اکثریت ! کاش به جای همه اینکارا فرهنگ و علم شهرک وعوض کنین !!
منم اگه کمکی از دستم بر بیاد دریغ نمیکنم !!
مثلا کافیه سری بزنین به مجله های شهرک اگه احیانا مطلب قابل توجهی پیدا کردید لطفا به ماهم بگین استفاده کنیم !! اینهمه هزینه برای درست کردن مجله شهرک ؟!؟! اونم چه مطالبی ؟!؟!

اما نقد نظرشون:

به نظر بنده این نوع نگرش و این طرز فکر زیاد پسندیده نیست و این یه نوع منفی نگری و بدبینانه است . خوب نیست آدم همه چیز رو با دید منفی نگاه کنه و به همه چیز بدبین باشه .... مثل اون شخصیت توی کارتون گالیور میشه که همیشه میگفت "من میدونم موفق نمیشیم"

دوست عزیز اگر حتی توجیهات دینی و اجتماعی و امثال اونها رو که اتفاقا خیلی هم فراوان و مستدل هست رو ندید بگیریم ، یکی از اهداف اصلی ما از زدن وبسایت و بلاگ و این مسائل اون هم در زمانی که تقریبا هیچ کجا نبود و اینطور همه جا مثل مور و ملخ (ببخشید شاید مثال خوبی نباشه) سایت و وبلاگ نریخته بود این بود که شهرکی که آدمهای فهمیده و سالم و اهل فرهنگ و دین (به ظاهر اقلا) در آن ساکن هستند زودتر از سایر جاها وارد فضای اینترنت شده و در ترویج فرهنگ سالم و استفاده صحیح از این امکان خارق العاده نقش موثری را بازی کنند وگرنه چه کسی میتونه بدون داشتن پشتوانه اجرائی و مالی مشکلی را حل کند البته ممکن است با اطلاع رسانی و پخش مشکلات از این طریق راه رفع آن را هموار و سرعتش را بیشتر کرد ولی حل کردنش با مسئولین اجرائیه هر بخش است...  ولی متاسفانه هدفی که ما داشتیم هم آنطور که انتظار می رفت انجام نشد الان زدن وبلاگ و وبسایت و صفحات اینترنتی شروع شده ولی بصورت بی برنامه و پراکنده و ملوک الطوایفی که باز هم به نظرم اشکالی ندارد به شرطی که ویار نباشد و تداوم داشته باشد و محتوای مستمر هم داشته باشد .

در مورد شخصیت آدما که شما انتقاد کردید من با شما موافقم ولی در آموزه های دینی هم داریم فذکر ان الذکر تنفع للمومنین .... با دادن تذکر و با نوشتن و حرف زدن و مرتب تکرار کردن بعضی از مسائل و تلاش در جهت آشکار کردن فضائل و مکارم اخلاقی و تقبیح عادات و رفتارها و عقاید زشت و خرافی و منحرف می توان در اصلاح آدمها نقش داشت حتی نقشی کوچک و کم ولی بی تاثیر نیست ....

در مورد اینکه آیا مسئولین یا اهالی اهمیت به این سایت میدن یا نه دوتا نکته رو بگم یکی اینکه امام خمینی قدس سره الشریف فرمودند ما مامور به وظیفه و تکلیف هستیم نه مامور به نتیجه یعنی اینکه ما باید به وظیفه مون عمل بکنیم و به اینکه آیا نتیجه مطلوب میده یا نه کاری نداشته باشیم البته این به این معنا نیست که الکی کار کنیم نه باید روشهای خودمون رو اصلاح کنیم تا حتی المقدوربهترین نیتجه رو بگیریم ولی بهانه ی اینکه نتیجه نداره پس ولش کن قابل قبول نیست . نکته دوم هم اینکه بله دوست عزیز تا آنجا که اطلاع داریم هم مسئولین و هم اهالی محترم شهرک به این وبسایت سر میزنن و مطالب اون رو پیگیری میکنن . یک بار روی میز یکی از مسئولین صفحات پرینت شده از بعضی مطالب مشاهده شده که در حال پیگیری موضوعات مطرح شده بودند ... نتیجه بدهد یا ندهد به نکته ی اول بر میگردد!!!!

نظرات همشهرکی ها که بصورت خصوصی و عمومی مطرح می کنند و آمار بازدیدکننده ها نشان از دیده شدن سایت توسط مردم و اهالی دارد ولی متاسفانه انگیزه و شاید همت و حوصله برای نوشتن نظر یا مطلب از خودشون نشون نمیدن که امیدوارم این مسئله هم به زودی رفع شده و دوستان عزیز همشهرکیهای فهیم و بافرهنگ دخترها و پسرهای با شعور و دلسوز زودتر دست به قلم شده و هرچه دوست دارند برای درج در سایت بنویسند یا در نظرها بگذارند . یا اگر مطلب و عکس و فایلی دارند که برای نشر مناسب است ایمیل کنند .

در ارتباط با همکاری هم اگر افتخار آشنایی بدید آمادگی داریم بعنوان یکی از نویسندگان وبسایت در خدمت شما باشیم

چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390
تشکر و قدر دانی از انتقاد ...  
با سلام

یکی از ساکنین محترم و عزیز شهرک در انتقاد به مطلب قبلی ما در وبسایت (یا به قول ایشان همون وبلاگ) یادداشتی گذاشته بودند که ضمن تشکر از ایشان که لطف کردن وقت گذاشتند و نوشتند ، برای اینکه بیشتر خوانده شود و سایر همشهرکیهای عزیز هم مثل ایشون بیان و بنویسند مطلبشون رو بدون هیچ دستکاری اینجا قرار میدم و توضیحاتی هم اگه لازم بود بدم بعد ازون می نویسم :

 نظر تایید و جهت نمایش ثبت شد

دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت: 20:4                  توسط:یکی از ساکنین

با سلام
اولا که هزینه ای نداره! والا ما خودمون از این به قول شما سایت ها (ما بهش میگیم وبلاگ ) زیاد داریم اونم بدون هیچ هزینه ای !! لازمبه ذکره که ایجاد وبلاگ که شما جزو هزینه ها به حساب آوردین کاملا مجانی یه اونم تو بلاگفا ! بازم تاکید میکنم همه اعضای بلاگفا همه این موارد (هزینه ایجاد ، ثبت دامنه ،طراحی،تهیه مطالب و آماده سازی و ...) براشون مجانی یه ! بعدشم چه مطالبی تهیه کردین که پولشو از هزینه خودتون دادین ؟!؟!؟؟؟!؟! جالبه برام بدونم .... چون اینجا اصولا مطلب خیلی معمولی نوشته میشه که به نظر نمیرسه بات آماده کردنشون هزینه ای پرداخت شده باشه !!!!!!!!
ثانیا تک وتوک روشنایی هست که به نظرم کافیه ! اینهمه برق مصرف کنیم واسه زیبایی فضای سبز ؟!؟؟! که مثلا از پایین تا بالای تپه زیبا بشه ؟؟!؟!؟! حالا واسه دستشویی به نظرم لازمه ولی بقیه نه !!اینهمه چزاغ اونم تو اوج مصرف واسه اینکه تپه زیبا بشه !! هرکی میاد فضای سبز معمولا با خودشون چراغ دارن میتونن از اون لاستفاده کنن !!البته من با چند تا روشن کردن موافقم که البته هروقت رفتم نورمناسب بود به نظرم !

بازهم از ایشون تشکر میکنم و ممنونم که وقت خودشون رو صرف کردند و نظر دادند. ولی با اجازه ایشون یکی دو مورد رو توضیح میدم هرچند که دوس نداشتم به وضوح توضیح بدم ولی برای اینکه ایشون در جریان قرار بگیرند عرض میکنم که وبلاگ رایگانه بله ولی دامنه و فضا رایگان نیست(دامنه و فضای مستقل که الان ماداریم یعنی اسم کوتاه و باارزش  http://www.shahrak.org که ثبت کردیم وگرنه اسامی با دنباله بلاگفا که رایگانه)که به پیشنهاد بعضی از آقایون و دوستان چند اسم و دامنه و فضا ثبت کردیم ولی متاسفانه حمایت نکردند که از بلاگفا جداش کنیم ولی سالانه هزینه داره هرچقدر که باشه . علاوه بر اون امکانات دیگری تهیه شده که حدودا ماهیانه بطور متوسط ۱۰۰ تومن هزینه اشه که میشه سالی یک ملیون و دویست هزار تومن و هیچکس کمک نمیکنه علیرغم اینکه به صراحت قول داده بودند کمک کنند . منظور من اونهایی بود که قول داده بودند وگرنه به قول شما مطالب و عکسهای معمولی هزینه ای نداره. هرچند که اگر بدهیم بیرون انجام دهند آماده کردن عکسها(کم کردن سایز ، در دو یا چند سایز ذخیره کردن و آپلود) و تایپ مطالب و موارد مشابه هزینه میگیرند که منظور ما اونا هم نبود . علاوه بر اینها وقتی که گذاشته میشود و اینترنتی که صرف میشود هم هزینه دارد که باز اینها هم عدد قابل توجهی نیست و به علاقه ی آدم بستگی دارد . در کل با نظر شما موافقم شاید اصلا منظور حمایت معنوی باشه که آدم دلگرم بشه .... در هر صورت اگه شما بعنوان یک همشهرکی عزیز و فهیم و دلسوز آمادگی داشته باشی هر کمک و همراهی بتوانید بکنید در خدمتیم .

در مورد روشنایی هم من با نظر شما کاملا مخالفم به نظر من یک محیط تفریحی که مربوط به بچه مسلمون ها هست باید از همه نظر چه زیبایی چه نظافت چه محیط و همه چیز نمونه باشه و از همه جاهای مشابه بهتر باشه چون تابلوی معرفی و شناخت و ظاهر شهرک بحساب میاد . این مسائل با صرفه جویی و اوج مصرف و اینا ربطی نداره چون صرفه جویی درست مصرف کردنه و وقتی مردم میان این بالا میدونی چقدر چراغ و وسایل برقی خاموش میکنن و میان ؟؟؟ این به اون در .... البته در این مورد نظرها مختلفه و این شاید نظر من باشه و نظر شما هم برای شما و هم نظرهای شما محترم و قابل قبول به هر حال از اینکه در این مورد هم نظر دادی ممنون

ممنون

دوشنبه چهاردهم شهریور 1390
سلام ...  
با سلام خدمت همشهرکی های عزیز

و با عرض معذرت از تاخیر چند ماهه در بروز رسانی وبلاگ

از دوستانی که سوالاتی کردند و بی جواب موند هم معذرت میخوام

اینا همه بعلت مشغله و ماموریتهایی بود که توی این مدت پیش آمدند

متاسفانه دوستان همکاری نمیکنند تا سایت را بروز و قوی تر کنیم برای همین شرمنده میشم

انشالا از این به بعد سعی میکنیم بهتر از قبل رسیدگی بشه

عزیزی پیشنهاد کرده بود به ظاهر سایت بیشتر برسیم

خدمت ایشون و سایر عزیزانی که در مورد ظاهر و محتوای سایت نظر مشابه دارند

عرض میکنم که این سایت اولین سایتی است که در مورد شهرک راه اندازی شده

تمام هزینه های ایجاد ، ثبت دامنه ، طراحی ، تهیه مطالب و آماده سازی و سایر

کارهایی که یک سایت نیاز داره توسط هزینه شخصی تامین و انجام شده و ریالی

کمک از طرف هیچ ارگان و نهاد و شخصی صورت نگرفته است و لذا توقعی که از آن

می رود باید در همین حد باشد که امیدوارم در عین حال بهتر شود . ولی چشم دوستان

عزیز سعی میکنیم نظرتان را تامین کنیم ولی شما را بخدا هر طور میتوانید کمک کنید.

یک عزیزی سال گذشته در مورد نقل مکان به شهرک سوال کرده بود که نمیدانم چکار

کردند ولی شهرک شهید محلاتی مانند سایر نقاط شهر هست ولی با یک تفاوتهای خاص

به هر حال اکثر اهالی این شهرک از نسل اول انقلاب هستند که دارای فرزندانی از نسل

دوم و سوم انقلاب هستند . بنابر این از نظر خط فکری جمعیتی در شهرک هستند که

شامل سه نسل پی در پی از انقلاب می باشند با تفکرات متفاوت و مختلف که البته

گرایش کلی و غالب در شهرک ، حمایت و پشتیبانی از نظام و دستاوردهای انقلاب است

وضع ظاهری اهالی مانند همه شهر است با این توضیح که در اینجا پوشش غالب خانمها

چادر است ولی خانمهای محجبه بدون چادر هم هستند که با رعایت شئونات بدون هیچ

مشکل خاصی (مگر در موارد استثنایی که همه جای شهر ممکن است باشد) زندگی میکنند

در شهرک خوشبختانه به یمن همت همه اهالی و تلاش دست اندرکاران ، از خلافکاری و

ناهنجاریهای نامتعارف خبری نیست ، دزدی و خلافهای دیگر هست ولی بسیار ناچیز و

در اکثر مواقع قابل ردیابی و پیگیری می باشد .

از نظر امکانات رفاهی هم شکر خدا همه چیز در حد نسبتا قابل قبولی وجود دارد

مسجد ، مدرسه ، آموزشگاه ، تفریگاه ، درمانگاه ، مراکز تجاری و سایر اماکن عمومی در حد

مطلوب وجود دارد . پارکها و فضای سبز بالای شهرک تا نزدیک قله کوه به طرز زیبا و جذابی

ساخته و آماده شده و همه روزه اهالی و آشنایان اهالی از سایر نقاط مراجعه و استقاده میکنند

این فضاهای زیبا همه ی زیبائی های طبیعی را دارد بدون ناهنجاریهایی که در بعضی مکانها

ممکن است وجود داشته باشد . هم اهالی محترم به خوبی رعایت می کنند و هم مسئولین

محترمانه نظارت دارند که امیدواریم برخوردهای انسانی و اسلامی آنها روز بروز بهتر هم بشود.

فقط یک مورد که بسیار قابل انتقاد و گلایه است وضعیت روشنایی این فضاهاست که متاسفانه

اصلا قابل دفاع و قابل قبول نیست . هزینه های شاید میلیاردی برای ایجاد اینهمه فضای سبز

زیبا و با نشاط انجام شده ولی از سرشب به بعد اکثر نقاط خاموش است و حتی سرویسهای

بهداشتی هم روشنایی ندارند . هیچکس هم نمیداند چرا اینطور است .

از دست اندرکاران و مسئولین میخواهیم هر طور شده نسبت به رفع این معضل اقدام نمایند

تا انشاالله به زودی شاهد روشنائی مناسب و فراوان کل فضای سبز بصورت شبانه روزی

از پائین تا بالای تپه باشیم .

بهانه هایی از قبیل کنترل و مسائل امنیتی به هیچ وجه قابل قبول نیست که امیدواریم

این بهانه ها را برای تامین نکردن روشنایی نیاورند .

دوستان کمک کنید تصاویر و گزارشهای مختلف از شهرک در اینجا قرار دهیم .

قربان شما

جمعه هفتم آبان 1389
بزرگترین سامانه پیام کوتاه محله ...  

گفتم شبي به مهدي از تو نگاه خواهم

 

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

 

بزرگترین سامانه پیام کوتاه در خدمت هم محلی ها

(اهالی محترم شهرکهای دانشگاه - نفت - محلاتی - قائم -ابوذر - کوثر و سایر محله های همجوار)

شما هم ميتوانيد با فرستادن نام و نام خانوادگی خود به شماره

10000088834181

عضو سامانه پيامک محله شده و علاوه بر دریافت پیامکهای مذهبی در مناسبتها

بعضی ازاخبار مهم شهرک شهید محلاتی را نیز دريافت نمائيد

http://www.shahrak.org

دوشنبه هفدهم خرداد 1389
دو مطلب با یک پست !! ...  
سلام

یک فیلمی بود با اسم دو فیلم با یک بلیط ..... همین مطلب امروز وبلاگ شهرکه!!!!

البته یک بار نوشتم که سیستم قاطی کرد و همش پرید اگه دوباره هنگ نکنه می نویسم:

مطلب اول : نحوه همکاری با وبلاگ

دوستان مختلفی با ارسال پیامک ، تماس ، گذاشتن مطلب در همینجا و یا ارسال ایمیل

اعلام آمادگی برای همکاری در تهیه مطالب برای وبلاگ می کنند که همینجا ضمن

 عرض تشکر اعلام میکنیم که علاقمندان به همکاری با وبلاگ شهرک لطف کنند

مشخصات خود را بصورت خصوصی به همراه شماره تماس و محله خود در شهرک

در همینجا اعلام کنند تا پس از تماس و هماهنگی با ایشان و در صورت لزوم دیدار حضوری

کد کاربری و کلمه عبور برایشان تعریف و  دسترسی شان برای ارسال مطلب باز شود.

مطلب دوم : سندهای شهرک

مطلبی را اسفند ماه یکی از خوانندگان در مورد سندهای منازل شهرک

بصورت خصوصی ارسال و درخواست درج در وبلاگ کردند که بعد از حدود دو ماه

در وبلاگ قرار داده شد و دعوت شد که هر کس در این مورد مطلب موافق یا مخالفی دارد

قرار دهد که متاسفانه هیچ پیامی گذاشته نشد و لذا مطلب مذکور برداشته شد .

در صورتی که انتظار داشتیم مثل مطلب گنبد مقبره الشهدا که قبلا قرار دادیم

نظرات مختلف درج شود تا ما هم نظرات دست اندرکاران و مسئولین را در پاسخ به آن

قرار دهیم . در عین حال در خصوص بعضی از موارد مطرج شده از جمله بحث حقوقی

و احیانا شکایت که مطرح شده بود تحقیق کردیم و با حقوقدانهای معتبر صحبت کردیم

و اسنادی هم آماده کرده بودیم که قرار دهیم که بدلیل مطرح نشدن هیچ نظری

از ادامه بحث صرفنظر میکنیم ولی همینقدر اشاره کنیم که بر اساس بررسیهای مستقل

و بدور از جانبداری که بعمل آمد مشخص شد که از نظر حقوقی و قانونی مشکلی

در سندها نیست بدلیل آنکه در قرارداد اولیه که در حدود ۲۰ سال پیش در بنیاد تعاون بسته

شده جمله ای که خریدار باید مورد تایید بنیاد باشد بوده و همه خریداران امضا کرده اند .

بنا براین نه مشکل حقوقی و قانونی دارد و نه قابل شکایت است.

در هر حال اگر باز هم نظراتی مطرح شود آمادگی ادامه بحث و درج نظرات مختلف

و همینطور مسئولین را در وبسایت داریم .

==============

در اولین فرصت در باره موارد زیر خواهیم نوشت :

(حتما بخوانید و نظرتان را بگویید)

جینگیلی های سیاسی و دزدی عکس از سایت بچه های مسجد

که به نقل از وبلاگ مسجد امام خمینی (ره) قرار خواهیم داد

جمعه هفتم اسفند 1388
دعای ندبه در شهرک ...  

به نقل از سایت دعای ندبه شهرک:

http://www.nodbe.com

شاید بتوان گفت که دعای ندبه شهرک شهید محلاتی قدیمی ترین مراسمی است که بصورت هفتگی در شهرک برگزار میشود (از سال 1371 بصورت منظم و با برنامه شده است)
همچنین این مراسم تنها مراسمی است که فاز نمیشناسد و کل اهالی شهرک را شامل میشود. امیدواریم برکات این مراسم همچنان شامل حال اهالی شهرک باشد . از شما (خانمها و آقایان) هم دعوت می کنیم حد اقل یک بار میهمان دعای ندبه شهرک ما باشید . انشاالله که راضی خواهید شد.
جمعه ها صبح همزمان با طلوع آفتاب
برنامه تنظیم شدۀ هیئت :
1- دعای ندبه توسط مداحان هیئت (یا مدعو)
2- سخنرانی حجت الاسلام شیرزاد ( ویا به مناسبتها سخنران مدعو)
3- صبحانه بر سر سفرۀ اهل بیت(ع)

----------

سلام

دعای ندبه این هفته (جمعه ۷/۱۲/۸۸) طبق برنامه اعلامی در منزل آقای کریمی فاز یک برگزار شد

در این مراسم ابتدا آقای طاهری دعای ندبه را شروع کرده و آقای پوربافرانی آن را

ادامه داده و در نهایت آقای لیایی آن را به پایان رساندند. توجه شما را به گوشه ای از

فیلم دعا و مداحی آقایان پوربافرانی و لیایی جلب می کنیم :

سپس حجت الاسلام شیرزاد با پوزش از آقای شیخ الاسلام که در مجلس حضور

داشتند به سخنرانی پرداختند. ایشان  در سخنرانی خود تمامی موفقیت های

بزرگان و علما را ناشی از توجه و عنایت حضرت بقیه الله دانستند .

برای شنیدن متن کامل سخنرانی آقای شیرزاد کلیک کنید.

در پایان مراسم همگی صبحانه را میهمان امام عصر )عج( بودند.

برای تماشای سایز عکسها کلیک کنید

 

سه شنبه بیست و دوم دی 1388
وب سایت شهرک ...  

سلام

وب سایت شهرک افتتاح شد

شما از این پس برای ورود به این وبلاگ می توایند

 از نشانی وبسایت استفاده کنید:

 

http://www.shahrak.org

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388
مجتمع یاس ...  

افتتاح مجتمع ویژه بانوان در شهرک شهید محلاتی

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
دعوت به همکاری از همشهرکیها ...  

دعوت از وبلاگ نويس ها ي شهرك

 

دعوت به همكاري از نويسندگان دنياي مجازي

سايت شهرك شهيد محلاتي از تمامي نويسندگان وبلاگها و سايت هاي ساكن شهرك دعوت به همكاري مي نمايد

http://www.shahrak.org

 

بر اساس برنامه ريزي انجام شده و در راستاي فعال سازي بخشهاي مختلف در سايت شهرك شهيد محلاتي بدينوسيله از عموم همشهركي ها بخصوص دانش آموزان و دانشجويان عزيز دعوت به همكاري در پرمحتوا كردن و پربار كردن و تعاملي كردن سايت شهرك داريم.

براي اين منظور مي توانيد از طريق همين سايت و يا نشانيهاي زير اعلام آمادگي نموده و نحوه تماس با خود را مرقوم فرمائيد:

http://www.shahrak.org

mahalaty@gmail.com

 

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
بهترین شهرک دنیا ...  

سلام به همه همشهرکیهای عزیز

سال نو که نکو بودنش از بهار پر بارندگی اش پیداست

را به همه تبریک میگم و امیدوارم مثل باران رحمت الهی شما هم

پربار و پرفایده برای خانواده و کشور باشید

از اینکه تاخیر در نوشتن پیش آمد پوزش میخواهم علت آن مصیبتی

بود که برای نویسنده در ایام نوروز پیش آمد.

متاسفم برای خواننده ای که با کلماتی زشت و لحن بد از شهرک عزیز و مقدس

و دوست داشتنی امون نام برده و به تخریب این فضا پرداخته بود

البته برداشت بنده از نوشته ی ایشون این بود که مستاجر هستند و نه مالک

هرچند فرقی نمیکنه ولی احساس بیگانگی با اهالی و ساکنین شاید بی تاثیر نباشه

اونکه مسلم و واضحه اینه که هیچ محیطی نمیتونه صددرصد بدون عیب و ایراد

و کاملا پاک و سالم باشه چرا که ما معتقدیم چنین جامعه ای فقط توسط دستان

باکفایت و مقتدر امام زمان(عج) ایجاد خواهد شد . ولی اگه کمی انصاف بخرج بدیم

و مقایسه با جاهای دیگه بکنیم ، نمیگم با اون طرف دنیا نه با جاهای دیگه

توی همین کشور خودمون و محله های دیگه توی همین تهران ،

اونوقت میتونیم به وضوح مشاهده کنیم که:

بین ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است ....

شهرک شهید محلاتی از بسیاری محله های دیگر محیطی بانشاط تر و سالم تر

و مطمئن تر دارد مسائل و مشکلات و ناامنی و موارد دیگر که در محله های دیگر

ممکن است زیاد باشد در شهرک ما خیلی محدود و کم و موردی است

و اگر هم مواردی پیدا شود(که میشود) معمولا دوام ندارد و زود رفع میشود

کاش اگر ما از اهالی محل هستیم بجای تخریب ، سعی در همفکری

و همیاری و اصلاح داشتیم . کاش بجای زدن حرفهای زشت و قبیح ،

 آستین بالا می زدیم و کار میکردیم

تا شهرک خودمون رو از نارسائیهایی که می بینیم پاک میکردیم

اینکه کسی به حرف ما گوش نمیدهد و یا کسی به فکر نیست و یا بهانه هایی

 از این دست فقط بهانه برای شانه خالی کردن از مسئولیت است

وگرنه اگر مرد کار باشیم و همت داشته باشیم و اراده برای کمک کردن

و رفع مشکلات داشته باشیم راه باز است

من همینجا اعلام میکنم هرکدام از عزیزان که تمایل برای رفع نابسامانیها

و یا همکاری در امور مختلف فرهنگی شهرک و .... داشته باشند در همین

وبلاگ اعلام کنند تا با کمال میل در جهت استفاده از توانائیشان اقدام کنیم.

تخریب و فحش و ناسزا و انتقادهای تند کردن خیلی ساده است

ارائه راه حل و کمک برای اجرای آن و همکاری ،

مردانگی و مقاومت و همت میخواهد

اگر مردش هستید بسم الله

دوشنبه سوم فروردین 1388
عید شما مبارک ...  

به قول اس ام اسای نوروزی:

دلت شاد و لبت خندان بماند

"برايت عمرجاويدان بماند"

 "خدارا ميدهم سوگند برعشق"

هرآن خواهي برايت آن بماند

"بپايت ثروتي افزون بريزد "

كه چشم دشمنت  حيران بماند

" تنت سالم سرايت سبز باشد "

 برايت زندگي آسان بماند

" تمام فصل سالت عيد باشد"

 چراغ خانه ات تابان بماند

---------------------

روزها نونشده کهنه تر از ديروز است

گرکند يوسف زهرا نظري، نوروز است.

اي خدا کاش شود سال نوام عيد فرج

که نگاهم نگران، منتظر آن روز است

----------------------

 

عید شما مبارک

--------------

شهرک برای خودش در ایام نوروز حکایتها داره

از ممنوعیت اساس کشی گرفته

تا خلوت شدن کوچه خیابونا

و صف شیر خلوت توی میدون

و .....

اگه فرصتی شد

و یا دوستان کمک کردند

عکسای جدید از نوروز در شهرک تقدیم میکنیم

شنبه بیست و هشتم دی 1387
مراسم محرم امسال ...  

سلام

یک سری عکسهای قشنگ از مراسم عاشورا در مقبره الشهدا داریم

که بزودی پس ازآماده شدن در وبلاگ قرار میدهیم

شما هم عکس با حال از شهرک دارید؟

برامون ایمیل میکنید تا اینجا نشونشون بدیم؟

دستتون درد نکنه ببخشیدا !!!!

چه عیب داره یه خورده خودمونی (پسرخاله) بشیم؟

دمتون گرم

 

سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
آیا می دانید که .... ...  

سلام

امروز می خواهیم بخشی از فعالیتهای شهرداری ناحیه ۱۰ منطقه یک را

که در شهرک فعالیت می کند به نقل از یک اطلاعیه این شهرداری در اینجا

ذکر کنیم تا هم قدردانی از زحمات باشد هم یکطرفه به قاضی نرفتن :

برای مشاهده عکسها با کیفیت بهتر روی آنها کلیک کنید

جمعه دهم آبان 1387
یک نظر در مورد شهرداری شهرک ...  

با سلام

ضمن تشکر از یکی از خوانندگان وبلاگ بنام "احد" مطلب انتقادی

 ایشون در مورد شهرداری شهرک شهید محلاتی رو در وبلاگ

درج می کنیم (ضمن اعلام این مطلب که بر خلاف نظر ایشون ما

معتقدیم مسئولین شهرداری شهرک در بسیاری موارد دلسوزانه

مشغول ارائه خدمات به اهالی هستند و البته در مواردی هم

عملکرد کاملا قابل انتقادی دارند ولی در هر صورت 

 آمادگی خودمون رو برای درج نظرات دیگر و یا پاسخ مسئولین 

اعلام می کنیم . شما می توانید مطالب خود را در بخش نظرات

درج کنید ما آنرا در متن وبلاگ می آوریم .

 

جمعه 10 آبان1387 ساعت: 0:15                توسط:احد

تبلیغات به سبک قالیباف در سراسر شهرک "مبنی بر واردشدن

به فاز مدرنیته وپست مدرنیته" که شهرداری از زمان سلف صالح خود

کرباسچی در تهران مروج آن بوده .

مثل اینکه مناطق شهرداری "مدنیه فاضله" است و

شهرک نمود "واپسگری وتحجر" .

واقسوس به همه و آنچه از داشته هامان که مانده و

افسوس بر بی تدبیری ومصلحت اندیشی.وساده لوحی !؟

کافی است یک نگاه به هر کدام از محلات تهران داشته باشیم

که شهرداری چه بلا هها بر سر آن آورده از باغات زبیای

همین اطراف یعنی ازگل وسوهانک تا محلات قدیمی مرکز شهر

که در کوچه 6متری برج سازی شد از فروش تراکم تا ثروت های

باد آورده برخی از مسئولین.  همین چند سال پیش شهرداری

از فروش پارکینگ تا کمیسیون 100و.....

تا آنجا که مجید مجیدی کارگردان مطرح ، همین چندی قبل

گفت: هرگز کرباسچی را به خاطر بلای که بر سر تهران آورد

نمی بخشم؟! مطمئن باشید هزنیه این تابلوهای عریض وطویل

را فرزندان وجوانان ما در شهرک به همین زودی پرداخت می کنند

و بهای آن بسیار گرانسنگ است یعنی فضای معنوی و خاص شهرک

که از بین می رود فردا در شهرک جشن بادبادکها ورکورد گیری

بزرگترین پیتزا ی فلان را داریم روحانیون عزیز شهرک و همه

برادران فرهنگی ، شما بهتر فرهنگ مسلط بر این جماعت را

می دانید. کسی باشهرداری و بهبود خدمات رسانی

مخالف نیست ولی چرا در یکی از یکدست ترین

مناطق مسکونی شهرک؟ چرا در این همه زمین اطراف که با یک

گوشه چشم شهرداری همه را به ثمن بخس به شهرداری

می دادند نه؟ فردا شهردار ی اینقدر قانون وتبصره و... دارد

که دیگر ما افراد ساده شهرک نتوانیم حریف او شویم

و غبطه بخوریم به سادگی امروز خود.  برادران ، شهردار

موظف است به ما خدمات بدهد .همانطور که به مناطق

حتی غیر قانونی ساخته شده خدمات می دهد

چهارشنبه هشتم آبان 1387
پیامهای شما ...  

از میان پیام کوتاه های شما:

درخت‎ مانند‎ نان‎ حرمت‎ دارد‎ .

شهرداری‎ قانونشکن‎ ، می‎ تواند‎ ‎حافظ قانون‎ باشد‎ ؟‎ ! !‎

------------------------

البته قطع درخت وحتی تخریب مسجد هم در

مواردی که به نفع جامعه باشد امکان دارد

------------------

نماینده محله و شورا یاری به چه دردی میخورد؟

۱.خواب دردوره انتقال

 ۲.چشم پوشی تخلفات

۳.معرفی به کلانتری

-----------

و یا

۴-گزارش دائم فعالیتها در تعامل مستقیم

با اهالی در مساجد

سه شنبه هفتم آبان 1387
گفتگو با مسئولین ...  

سلام

خدمت تمامی دوستان و هم شهرکیهای عزیز

در صحبتی که با یکی از اهالی داشتیم قرار شد

ایشان در ملاقاتی که با مسئولین شهرک و شهرداری

دارند موضوع و صحبتهای وبلاگها را مطرک کرده و پاسخ

و توضیح آنها را گرفته به ما بدهند تا در وبلاگ منتشر کنیم

منتظر ارائه توضیح از سوی مسئولین هستیم

دوشنبه ششم آبان 1387
مشکلات فازهای سه و دو ...  

سلام

مطلب زیر که از وبلاگ مسجد انصار ارسال شده حاوی نظر یکی از

اهالی شهرک است که در خصوص مشکلات فاز های دو و سه نوشته اند:

یکشنبه 5 آبان1387 ساعت: 16:54                                    توسط:ساکن شهرک

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته!
با عرض ادب و احترام خصوصا خدمت حضرت

حجه السلام والمسلمین آشیخ علی اقای ثمری :

انشالله که دغدغه مندی حضرت شان و عزیزان !

بزرگان و امراء و سرداران بزرگوار ساکن محله ی آزادگان

هر چه زدوتر تر حل و از این نگرانی خاطر رهایی بیابند!

البته تاکید می کنم که هیچ گاه مهم نخواهد بود که در این سالها

چه مشکلاتی بر سر ساکنین سایر محله های این شهرک

از نظر فرهنگی و رفاهی امده و از این بعد نیز خواهد امد........

از معضلات محله ی مخابرات تا بی توجهی با محله ی

فتح و البته بازهم جای تشکر و تقدیر دارد که صدقه سر آن بزرگوارن

بعد از سالهای طولانی تصمیم به اسفالت راه های دسترسی

به محله ی فاز 3 ، 2 تا ... بالاتر تر گرفته و در این مدت هیچ صدایی

 از کسی به گوش نمی رسید

والسلام

 

شنبه چهارم آبان 1387
مسجد انصار الحسین ...  

بنام خدا

ضمن عرض تسلیت شهادت امام جعفر صادق(ع) به اطلاع می رساند

وبلاگ مسجد انصارالحسین (ع) اقدام به انتشار مطالبی در خصوص

احداث شهرداری در بالای خیابان آزادگان در فاز یک شهرک کرده است

ضمن خسته نباشید ، اعلام میکنیم در راستای رفع این مشکل از

اهالی شهرک با این وبلاگ همکاری داشته و سعی در انعکاس بی واسطه

مطالب اهالی و همچنین صحبتهای مسئولین مربوطه خواهیم کرد

 

جمعه سوم آبان 1387
منافع ما ...  
سلام

یکی از بازدید کنندگان سایت پیام کوتاهی فرستاده که البته ناقص رسید

و وقتی از ایشون خواستیم کاملش رو بفرسته جوابی نداد

متن ناقص ارسالی ایشون از این قراره:

........ تو شهرک برآشفته نشدید و نمی شوید ؟

چرا از واگذاری زمین و خانه به آنهمه افراد شخصی

بی قید و لاابالی (در فاز۳) ناراحت نیستید ؟ خودتان و

مردم را گول نزنید. وگرنه اینهمه تخلف و فساد توی شهرک

را تاب نمی آوردید سعی کنید فکرتان را اصلاح کنید ....

ما که متوجه نشدیم منظورشان کی بود چون ناقص رسید !!!

-------------------------

یکی دیگر از خوانندگان مطلبی کوتاه فرستاده

و ما را مورد لطف قرار داده اند:

شما به دنبال منافع از دست رفته خود هستید .

-----------------

نمیدونم منظور ایشون از شما کی هست ؟

ما ؟

مسئولین شهرک ؟

شهرداری؟

از خودشون هم پرسیدیم جواب ندادند

جهت اطلاع ایشون و دیگرانی که احیانا اطلاع ندارند

عرض میکنم که این وبلاگ کاملا مستقل و بدون هیچ

وابستگی سازمانی و گروهی و غیره هست و مستقیما

حرف اهالی رو منتشر میکنه و اگر هر جا صحبت اهالی

با مسئولین متفاوت باشه حتما و قطعا از اهالی حمایت

خواهد کرد چون خود را از اهالی می داند .

بنا بر این منافع ما منافع شهرک و مردم آن است

و این منافع هیچوقت از دست رفته نیست !!

البته ممکن است کسی بخواهد آنرا پایمال کند

ولی تاریخ گواه حقانیت آن هست

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387
موبایل اخبار شهرک ...  

سلام

از آنجا که تعدادی از دوستان اخباری دارند که دوست دارند

 در وبلاگ درج شود و از طریق پیام کوتاه راحت تر می توانند

اینکار را انجام دهند لذا برای اینکه همه بتوانند هر لحظه برای وبلاگ

اطلاعات ارسال کنند یک شماره به اینکار اختصاص می دهیم

لطف کنید نظرات و مطالب و اخبارتان را با شماره زیر

برای درج در وبلاگ ارسال فرمائید :

۰۹۳۶۶۵۵۳۵۴۶

--------

اما دو پیامک:

خبر اول:

دکتر قالیباف : ۲۲/۶/۸۷ شهرک محلاتی از ۱ ماه پیش

 به شهرداری منطقه ۱ ‎تحویل شده است .

خبر دوم:

شهرداری تهران :۲۰/۷/۸۷ شهرک جز شهرکهای محصوراست

و ما در آن دخل و تصرفی نداریم.

پیدا کنید پرتقال فروش را !!!

-----------------------------------

معما:

مسؤل‎ قطع کردن ۲۵ درخت‎ در آزادگان دوم

در تاریخ ۲۶/۶/۸۷ کیست‎ ؟

۱ .کارگرهای‎ افغانی

۲ .لودر‎ شهرداری

۳ .درخت‎ بزرگ‎

----------------------------

جمعه بیست و ششم مهر 1387
شورایاری ...  

مطلب زیر همین الان از سایت شهرداری تهران کپی شده :

شورا ياري محلات کمينه

محدوده محله  : از شمال ارتفاعات البرز - از جنوب بزرگراه لشكرك - از غرب شهرك نفت و از شرق سوهانك و شهرك لاله

مشخصات دبير شوراياري :

نام و نام خانوادگي ميزان تحصيلات سن نشاني محل استقرار
علي فلاح فوق ديپلم 45 شهرك محلاتي - مسجد امام حسن مجتبي

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
شهرک گلها ...  

سلام به همه دوستای عزیز

به همه هم شهرکیهای گل

به همه اونایی که شهرکمون رو دوس دارن

چه اون عزیزانی که هستن چه اونایی که رفتن

ولی دلشون رو نمی تونن از اینجا ببرن

شهرک ما درسته اسمش شهرک شهید محلاتیه

ولی خدائیش اسم اصلی و واقعیش شهرک گلهاست

شهرک گلهای بهشتی شهرک بچه های گل

شهرکی که دختر و پسرهای باشعور و فهمیده

و با شخصیت و با غیرتی داره که همه گل هستند

-----------------

چند تا مطلب برای بعضی از بازدید کننده ها:

اولیش امین آقا

گل آقا این عکسا رو من اکثرا از اینترنت میگیرم

و یا بعضی از خواننده ها برا وبلاگ می فرستند

و من هم میذارم توی وبلاگ ... اگه از نظر شما

هرکدومش مشکل داره بفرمائید تا حذفش کنم.

یه عکس ارزش نداره تا یه گل ناراحت باشه ....

دومیش فرشته خانم:

خانوم گل ، چشم سلام شما رو به گلهای زمینی

که الان دیگه آسمونی هستند یعنی شهدای گمنام

می رسونیم هرچند که اونا از ما زودتر سلام شما رو

شنیده و حتما جواب داده اند ... مگر نه اینکه زنده اند....؟؟

اما در مورد همکاری هم چه شما چه هر کس دیگه

اگه اعلام آمادگی کنید خصوصی مشخصات و یه شماره

تماس بفرستید دسترسی میدیم تا مطلب بذارید

اما چه مطلبی؟

- هر مطلب در مورد شهرک شهید محلاتی

- هر مطلبی که یه نکته یا موضوع خواندنی باشه

- عکس یا گزارش در مورد شهرک

در مورد آزادگان پرسیده بودی

ظاهرا شهرداری ناحیه ۱۰ منطقه یک که در شهرک

مستقر شده با موافقت مسئولین شهرک تصمیم

دارند بالای آزادگان بخشی از فضای سبز رو برای

استقرار شهرداری مذکور ساختمان بسازند که اهالی

به شدت با این امر مخالف هستند و اعتراض کردند

ولی ظاهرا نتیجه ای هنوز نداده ....

انشاالله در این مورد با مسئولین شهرک و همچنین

شهردار ناحیه ده آقای اشتری صحبت میکنیم

و گزارش مفصل با عکس در وبلاگ میذاریم

هرکی میتونه اینکار رو بکنه بسم الله

منتظر همه عزیزان هستیم

 

پنجشنبه هجدهم مهر 1387
شهرداری ناحیه 10 منطقه یک تهران ...  

سلام

ضمن عرض تشکر از آقای ناصر سلماني که

زحمت کشیده و مطالب زیر را در ارتباط با مشکل

یاد شده در پستهای قبل برای وبلاگ فرستادند

توجه شما را به این مطلب جلب میکنیم:

با سلام اميدوارم مطا لبي كه در اين كامنت ثبت مي شود

در صفحه اصلي وچار چوب وزين درج گردد

همانطور كه اطلاع داريد فضاي سبز شهرك

در اين چند سال به شدت مورد هجوم ساخت وساز هاي

بي قاعده وبدون ضوابط شهر سازي قرار گرفته است .

مشخصا فاز يك از كمترين محل هاي ورزشي و

تفريحي و فرهنگي و... برخورد مي باشد و

محلات آزادگان بخصوص 2 و 4 كه بصورت

بلوك هاي چند طبقه است از كمترين فضاي لازم براي

تفريح وبازي كودكان برخورد است - نمونه كودكان

براي محل بازي از بلوار ازادگان استفاده مي كنند

كه در چند سال قبل نيز دو كودك براثر تصادف فوت نمودند.

حال سوال رزمندگان ديروز وجانبازان وخانواده شهيد امروز

ساكن در محل وبخصوص آزادگان 2 اين است كه چرا

شهردار بنا به دلايل زير اصرار بر اجرا پروژه ساختمان شهرداري

در يكي از شلوغ ترين مكانهاي شهرك دارد:

1-قطع درختان و قطع بقيه درختان كه قديمي بوده و طروات و

هواي پاك وزبياي قسمت شرقي شهرك را باعث گرديده است

2-عدم دستر سي هاي فني وقانوني وخدشه دار شدن ديوار كشي شهرك


3-عبور خطوط فشار قوي برق وعدم رعايت حريم قانوني ان

-علی الخصوص با طراحي شهرداری لاوي ورودي

دقيقا زير سيم هاي برق است

4-مخدوش شدن حريم ساختمان هاي مسكوني

همجوار وميدان كوچك انتهاي آزادگان2

5-عدم رعايت وبر هم خوردن عرض كوچه منتهي به ميدان

6-مخدوش شدن طر حهاي حفاظتي وفرهنگي شهرك و

تردد زياد افراد خارج از شهرك در وردي شرقي وعدم كنترل آنان

7-گذشت بيش از 15 سال از طراحي ومكان يابي و

مصوبه شهرك و لزوم بازنگري مجدد آن

9-چنانچه ادله شهرداري مصوبه كمسيون ماده پنج مي باشد

ايشان خود بهتر مي دانند كه ظرف سالهای گذشته حجم

ساخت وسازها و واگذاري اراضي شهرك- به غير از پاسداران و

افراد قانوني-به قدري زياد بوده كه خوبخود آن مصوبه

از حيز انتفاع ساقط ونمونه آن احداث برج هاي بلند مرتبه

در ارتفاي 1800متر می باشد.

جمعه دوازدهم مهر 1387
اینجا شهرک ماست ...  

سلام

ماجرای تخریب و ساختن شهرداری ظاهرا به دادگاه کشیده و مردم محکوم شدند

بگذریم اگه خبر دقیقتری از هر طرف رسید میذاریم

یه تعداد تصاویر واقعی از شهرک تقدیم میشه!! :

در استقبال از پائیز مناظر زیبایی در شهرک بوجود می آید

پیاده رو های باصفا محل قدم زدن اهالی

جلوی مسجد انصار .... میهمانان شهرک

بهار و پائیز .... هر دو زیباست

دختر بچه ها در تعقیب بچه گربه ناز

نترس پیشی بچه ها کاریت ندارند

جاتون توی این فضاهای سبز زیبا خالی

سال ۸۳ این آقا پسر خندون محکم کوبید به این درخت بی نوا

ورودی شهرک پاتوق علیرضا

(آسیب دیده از یک تصادف درشهرک)

این هم تعدادی از بچه ها

البته در سال ۱۳۸۳

سه شنبه دوم مهر 1387
بی حساب کتابی ...  

سلام

نماز روزه ها و عزاداری ها قبول

اخیرا شهرداری ناحیه ۱۰ و مسئولین شهرک شهید محلاتی در یک

اقدام دور از انتظار ، نسبت به قطع درختان در ابتدای خیابان آزادگان

در فاز یک ، شروع به ساختن ساختمانی برای شهر داری ناحیه ۱۰

کرده اند که با اعتراض شدید اهالی روبرو شده و در پی این مسئله

اقداماتی انجام شده که انشالله به زودی خبرهای بیشتری از این امر

به اطلاع می رسانیم.

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
مدیریت شهرک ...  

وقتی کسی بی مزد و منت و فقط از روی علاقه و عشق برای کمک به

فعالیتهای فرهنگی به کسی که متصدی این امور باشد مراجعه کند ،

و اعلام آمادگی برای در اختیار قرار دادن تخصص و تجربه اش کند ،

و اتفاقا حوزه مسئولیت آن آقا در همین تجربه و تخصص ضعف مفرط

داشته باشد ، نهایت بی تدبیری و بی فکری و بی مسئولیتی است

که از این نیروی کار کم هزینه ولی عاشق استفاده نکند ......

منظورم مدیریت شهرک شهید محلاتی از ابتدا تا کنونه که متاسفانه چنان سر گرم

امور متفرقه شده که از وظایف اصلی خود غافل شده و وقتی کسی

با پای خود مراجعه و اعلام آمادگی برای کمک به ایشان در

حوزه تخصصی فرهنگی و الکترونیکی می کند ، بدون هیچ

احساس مسئولیتی به این نوع درخواستها پاسخ نمیدهد .......

شما را چه شده است ؟

میزتان مهمتر از وظایف عقلی و دینی و قانونی است ؟

نترسید کسی به میزتان کاری ندارد ، کمی به فکر وظایفتان باشید

اگر فکر ندارید از کسانی که فکر دارند استفاده کنید

امیدواریم مدیریت جدید این نقیصه را رفع کند

خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند

جمعه بیست و یکم تیر 1387
مقبره الشهدا ...  

سلام

در مقبره الشهدا که ساختمان میلیاردی عظیم

نیمه ساخته اش نشان از بی تدبیری در

ساخت آن میدهد ،  شبهای جمعه یکساعت

قبل از نماز مغرب ، زیارت عاشورا و

صبح های جمعه همزمان با طلوع آفتاب

دعای ندبه بر قرار است .....

بالاخره این ساختمان با این همه هزینه

چه کاربردی دارد ؟

چه کسی پاسخگوست ؟

سه شنبه یازدهم تیر 1387
سايت شهرك شهيد محلاتي ...  
سلام
امروز متاسفانه بعد از كش و قوس هاي فراوان سايت شهرك
راه اندازي شد ولي كاش راه نمي افتاد.
سالها دوندگي و خون دل خوردن و مراجعه به هر كس و ناكس از مسئول
و غير مسئول گرفته تا دست بكار شدن و راه اندازي وبلاگهاي متعدد!!
بعد از اينهمه تلاش دست آخر يكي بيايد و بدون استفاده از نظرات
كارشناسي و حداقل تجربه زياد در اين راه ، عليرغم اينكه دوستاني
براي دادن مشورت تذكر داده بودند ، سايتي با حداقل امكانات و
كيفيت پائين راه اندازي كند !!!
اميدواريم كه شاهد بهتر شدن و موفقيتش باشيم
ولي كاش عاقلانه تر عمل ميكردند ....

شنبه هشتم تیر 1387
يك پيشنهاد:نمادي از خونه فاطمه زهرا(س) ...  
بنام خدا
سلام
يكي از دوستان دانشجو دز ايميلي كه به وبلاگ زدند
پيشنهادي مطرح كردند كه بيشتر بايد
مورد توجه
مسئولين مخصوصا مسئولين فرهنگي در شهرك قرار گيرد .
به همين دليل عين نامه
ايشان و پيشنهادشون رو
در وبلاگ مطرح مي كنيم تا اگر كسي پاسخي داشت
جهت انعكاس
براي وبلاگ ارسال نمايد :
-----------------------------
بسم رب المطهّرون
سلام
خسته نباشيد
امروز يه فكري به ذهنم رسيد
و خواستم كه با شما در ميون بذارم
بلكه خدا خواست و عملي شد
البته بايد اميد اصلي به توكل و توسلمون باشه
امروز احتمالا تصاويري كه از تلويزيون پخش مي شد رو ديديد
همون تصاويري كه وقتي نگاشون مي كنيم انگار كه به سالها قبل رفتيم
دلمون ميخواد كه پامون به چنين جاهايي برسه
بتونيم توي اون كوچه ها راه بريم
توي همون حجره و خونه هايي كه حضرت زهرا (س) هم اونجاها زندگي مي كردن زندگي كنيم
اما توي دوره زمونه ما امكانش نيست
سالي يكي دوبار شايد بعضي جاها بصورت نمايشگاه
كوچه هاي مدينه رو بازسازي كنن
و وقتي چند دقيقه توي اونا قدم ميذاريم
خيلي چيزا رو درك مي كنيم
هرسال يه قولي به خدا و خودمون ميديم
و واقعا به اون پاكهاي آسموني نزديكتر ميشيم
اما كيه كه نخواد هر روز چنين نمايشگاهي رو ببينه
ما كه اين همه مسجد مي سازيم
اين همه خرج مي كنيم
اين همه تكرار
پس چرا يكبار هم كه شده راه جديدي رو در پيش نگيريم
چرا به مردم اجازه نديم كه هر روز از دري داخل مسجد بشن كه شبيه در هاي گِلي اون موقع بوده
چرا از دالاني داخل نشن كه انگار وارد كوچه هاي مدينه شدن
چرا پنجره هايي حداقل پنجره نماهايي شبيه پنجره هاي اون موقع نذاريم براي اون مسجدي كه قراره بسازيم
چرا از نورهاي سبز استفاده نكنيم كنار اون دري كه نمادي از در خونه فاطمه زهرا(س)است و گل ياس اونجا ريخته و...
اگه تا حالا به سالنهاي آمفي تاتر رفته باشين
و اون نورهايي كه براي صحنه هاي مختلف استفاده مي كنن رو ديده باشين
مي تونين كمي از حس و حال اون فضاها رو حس كنين
وقتي كه خسته از اين دنياي نفساني
پا توي چنين جايي بگذاريم
حتي اگه از يه كوچه چندمتري از نوع كوچه هاي مدينه و از كنار در خونه حضرت زهرا(س)رد بشيم
اگه يه اذان شبيه اذاني زده بشه كه حضرت علي(ع) مي زدن
با اين حال و هوا چه نمازي ميشه اون نماز
چه حالي ميشه اون حالي كه از چنين جايي بر ميگرده خونه
و..........................
فقط يه مسجد توي ايران اگه اينجوري ساخته شه مگه چي ميشه
جز اينه كه هزاران آدم براي ديدنش ميان
ميان كه مهمون كوچه هاي مدينه بشن كه از همون دم در از مادرشون حضرت زهرا(س)يه التماس دعايي داشته باشن
يه قولهايي بهشون بـِدن
حالا كجاي شهرك نيمه ساخته هستش
كدوم مسجد رو ميشه اينطوريش كرد
همونجا كه بچه هاي حضرت زهرا(س) آروم گرفتن
بذاريد كه خونه مادرشون هم نزديكشون باشه
بيايد خونه و مادر شهدا رو بياريم كنار بالينشون
تا اون شهداي گمنام،راحت بخوابن
كنار كوچه و خونه مادر
فقط بعد از توكل بر خدا
يه پيشنهاد دارم
اونم توسل به خود حضرت زهرا(س) است
كه دل مسئولين رو راضي بفرمايند
و راه براي كساني كه دنبال اين كار رو گرفتن هموار بشه
و اينكه به قول يه دوستي،اگه خدا بخواد
اين حرفها رو به گوش اونايي كه بايد؛مي رسونه
و اينكه من درست نمي دونم از چه كساني ميشه كمك گرفت
ولي احتمالش قوي هست كه براي چنين كاري،نيروي داوطلب مردمي از جهات مختلف اعلام آمادگي كنن
و اينكه وقتي چنين پيشنهادي توي ذهن مردم جا بگيره
به خواست خدا؛تصور اونا و اون مسئوليني كه شنيدن
با همون توصيفاتيه كه شده
و غير از اون عمل كردن،ديگه سخت پذيرش ميشه
اميدوارم كه با عنايت حضرت زهرا(س) كه چنين فكري رو در چنين روزي، به ذهن من آوردن
شما و ساير دوستان هم روزي و سهم خودتون رو از اين سفره پر بركت برداريد
ان شا ء الله
پنجشنبه ششم تیر 1387
اظهار خوشحالي ...  

سلام عليكم

همانطور كه در يادداشت قبلي گفتم و خودت هم تاييد كردي ، من مطمئن بودم كه حرفهاي تو از روي عصبانيت بوده و حتما مواردي اشكال كه ديده اي تورا عصباني كرده است .

من از همان يادداشتهايت فهميدم كه انسان هستي و آنها حرفهاي واقعيت نيستند .

اگر افتخار بدهي و توفيق داشته باشم از نزديك خدمت برسم شايد اين دوستي و الفت بيشتر شود (از طرف خودم مطمئنم كه بيشتر ميشود از طرف شما ميگويم شايد) .

متاسفانه مواردي كه در رابطه با بعضي صحبتها كه در مساجد و مكانهاي عمومي مطرح ميشود نوشته بودي بعضا واقعيت دارد و واقعيت تلخي است كه اميدوارم كساني كه مرتكب اين اشتباهات ميشوند زودتر متوجه شده و اين كار را ادامه ندهند .

ولي در هر صورت راه برخورد با اشتباهات ناسزا گفتن نيست و بايد با خوش رويي و همانند امامان بزرگوار ما كه نمونه هاي بسياري از برخوردهايشان با افراد ذكر شده عمل كرد.

اين پست را فقط براي تشكر و قدرداني از بزرگ منشي شما نوشتم تا بداني ما شما را دوست داريم و به اين دوستي افتخار ميكنيم .

قربان شما


واينهم مطالب شما كه در يادداشتها نوشته بودي:

چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت: 16:3

برادر بزگوار من واقعا از حرف هایی که به شما و دیگران نسبت دادم واقعا پشیمانم و الانم حتی نمی تونم بهش فکر کنم.و از ابتدای کلام عاجزانه معذرت خواهی می کنم. حرف های شیوا و قشنگ شما منو روشن کرد .من بابا پاسداره داخل میدان پاستور هست و نام طاها نیز مستعاره.حق با شما بود و لحظه ایی عصبا نیت چه با ادم می کند .من خیلی دوست دارم شما رو ببینم ولی به خاطر حرف هام (نه ترس) بلکه خجالت نمی تونم توی چشمانتون نگاه کنم.با اینکه من به شما و همه توهین کردم ولی شما خوب جوابمو دادید.ولی احساس می کنم اگر با شما حرف بزنم راضی می شوم و حتی عقایدم هم برمی گردد.

ولی شما قضاوت کنید من دیگه اسم کسی رو نمی برم ولی کسی که ...ولش کنید مطرح نمی کنم ولی اینو بدونید که نسبت ادم بد بیشتر از ادم های خوبه اونم چی توی لباس قشری که مردم به یک چشمی دیگر بهش نگاه می کنن.مثلا هستند کسانی که به خاطر پست و مقام چه کارها که نمی کنند مخصوصا پیش رییس جمهور یک نمونه همون امام جماعت مسجد..؟؟؟و موفق شد و پست و مقام هم گرفت)انگار خودشونو فراموش می کنند و توی مسجد مستقیم به اقای هاشمی رفسنجانی ناسزا می گه )یکی نیست بگه مسجد جای این کاراست و بجث سیاسی و به خاطر اینکه خودشو پیش برادر و خود رییس جمهور عزیز کنه چیا می گه...من کار ندارم که چرا توهین کرده و اصلا هم از آقای رفسنجانی خوشم نمی یاد .ولی نباید توی مسجد از این حرفا زد تازه گلم این یک نمونه از1000نمونه بود .منو ببخشید و در اخر از همه و شما معذرت می خوام من 2 روز دیگه دوباره میام.ولی منم موافقم با شما که سایت شهرک رو تبدیل به جایگاه سیاسی نکنیم.حال کنید منو به خاطر حرفام.

التماس دعا

در پناه حق

المومنو کل شی ولکافرون لا شی

موفق و سر بلند باشيد

 

 

دوشنبه سوم تیر 1387
بچه پاسدار ...  
با سلام
اخيرا يكي از خوانندگان وبلاگ مطالبي كه متاسفانه دور از
انصاف و دور از شآن يك جوان ايراني مخصوصا
بچه شهرك
شهيد محلاتي بود در وبلاگ نوشته بود كه بخاطر الفاظ
زشت و زننده و توهين هاي غيراخلاقي
مجبور به
حذف آن شديم .
راست يا دروغ بودن ادعاي ايشون
كه خود را tahaa ناميده بودند رو نميدونيم

نميدونيم كه آيا واقعا بچه پاسداره و باباش سپاهيه
 و ساكن نزديك مسجد انصاره يا نه
ولي
فرض ميكنيم همه اين ادعاها درست باشه

اولا از كوزه همان برون طراود كه در اوست
هر كسي به نسبت شخصيت و انسانيت و اخلاق خودش
حرف ميزنه و مينويسه
و حتما نوشته هاي هر كسي
نشانه شخصيت دروني اوست
ولي در بعضي موارد ممكنه
آدم از روي عصبانيت و يا ناراحتي از دست كسي و يا
ديدن
مواردي از نابساماني و اشكالات در محيط و
اطرافيانش ، كنترل اعصابش رو از دست بده
و حرفهايي
بزنه كه بعد در آرامش وقتي به آنها فكر ميكنه مي بينه
تند روي كرده و پشيمون ميشه

اميدواريم و تقريبا مطمئنيم ايشون از اين دسته هستند.
---------------
فرض ميكنيم اسم شما همان طاها كه نوشته باشيد باشد
 
آقا طاها ، قبل از هر چيز يك مورد را به اطلاع شما برسانم
اينكه خوشبختانه يا متاسفانه اينجانب ضمن احترام براي
همه گروهها و تشكلهايي كه اسم بردي
عضو و هوادار و
حتي مرتبط با هيچكدام از آنها نيستم.
براي همه ايشان احترام قائلم ولي با همه ي
كارهاي آنها هم موافق نيستم
و به نظرم در مواردي
( كه كم هم شايد نباشد)  خيلي بد عمل كرده و مي كنند
ولي عليرغم اينكه به عملكرد  خيلي افراد و گروهها
انتقاد شديد دارم و قبول ندارم
به خودم اجازه نميدم
اسائه ادب كنم و با فحش و ناسزا حرف بزنم

ترجيح ميدم حرفم را منطقي بگم و اگر گوش شنوايي نبود
يا سكوت كرده  يا از راه منطقي ديگري
وارد شوم .
در همين وبلاگ اگر دقت كرده باشي ما
نظرات ضد و نقيض در مورد مديريت شهرك را نوشتيم

و در مقابل نظرات مسئولين رو هم نوشتيم
خوانندگان وبلاگ را عاقل و فهيم ميدانيم و معتقديم
خودشان بهترين تشخيص را ميدهند

در مورد شما هم اگر به ناسزا گويي نپردازي و بدون اهانت
حرف بزني
مطمئن باش كاملا از طرف ما حمايت ميشوي
و حرفهايت را منعكس ميكنيم.
گفته بودي در مسجد انصار مرا ببينيد !!!!
اگر دوست داشته باشي حضوري صحبت كنيم
با كمال ميل در خدمت هستيم

هركجا كه دوست داشته باشي ميتوانيم ملاقات كنيم
ولي اگر بخاطر حرفهايت هم نگران از ديدار باشي
ما اصرار نداريم
در هر صورت از تو بعنوان يك هموطن و يك
همشهركي (احتمالا) خواهش ميكنيم
بدون عصبانيت و بدون
توهين و فحاشي و با آرامش و منطقي
حرفهايت را بزن
ما آنرا در متن وبلاگ منعكس ميكنيم
و اگر انتقادات شما
مستند و منطقي باشد حتما حمايت ميكنيم
تا جواب
منطقي و قانع كننده بگيريم
در هر صورت اگر حاضر باشي اينگونه عمل كني در خدمتيم
قربان شما
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
یا حمید ...  

الهي يا حميد بحق محمد،

يا عالي بحق علي،

يا فاطر بحق فاطمه،

يا محسن بحق الحسن،

يا قديم الاحسان، بحق الحسين،

ارزقنا توفيق زيارت الحسين في الدنيا

و شفاعته في الآخره.
---------------------------------

التماس دعا

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
قافله ی انتظار ...  

سلام

دوستان عزیزی که زحمت کشیده و وبلاگ زیبا

و خواندنی قافله ی انتظار را راه انداخته اند

ضمن قدردانی از زحمات شما بخاطر راه اندازی وبلاگ

دعوت میکنیم از شما که بیائید به کمک هم وبلاگ شهرکمون

رو غنی تر کنیم و با پراکنده کردن توانائیها قدرتمون رو

پراکنده نکنیم و به یاری هم توان زیادتری رو در

خدمت شهرکمون بکار بگیریم

ما منتظریم

التماس دعا

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
فرورد ین 86 سفر به سرزمین عشق ... جنوب کشور - قسمت دوم ...  

حدود ساعت 8:30 شب به راه آهن رسیدیم و پس از پرس وجو متوجه شدیم ساعت حرکت قطار 9:50 شب است که به پسرم گفتیم ماشین را بردارد و به خانه برود . پس از رفتن او ، ما در زمان مقرر همراه بقیه کاروانیان از بخش کنترل بلیط گذ شتیم و با تاکید مجدد  راهنمای کاروان مبنی بر عدم جابجایی در قطار ، به صندلیهای خود که در کوپه 2 واگن 6 قرار داشت مراجعه و مستقر شدیم . در کوپه ی ما ، دو مرد و دو پسر بچه بودند که خانمهای همراه آنها در کوپه کناری  قرار داشتند . یکی از بچه های کوپه ، پسر نوجوانی بنام محسن که بعدا فهیمدم فرزند مسئول کاروان است ، بود که از لحظه ی حضورش در کوپه مشغول نوشتن خاطرات (از سفرهای قبلی و این سفر) شد. همین نوشتن خاطرات بهانهء آشنایی من با محسن و شوخی کردن با او شد که در طول سفر این ارتباط دوستی ما حفظ شد . از همانجا من هم دفترچه ام را باز کرده و این مطالب را شروع به نوشتن کردم . پس از یکی دو ساعت که از حرکت قطار گذ شت ، یکی از متصدیان کاروان ، ضمن مراجعه به کوپهء ما ، از ما خواست که به واگن دو نقل مکان کنیم تا همسرم در کوپهء خانمها و خودم در کوپهَ آقایان مستقر شویم و بجای ما یک پدر و پسر بیایند . بنده گفتم نه ما نمی آییم چون قول داده ایم جابجا نکنیم و اصرار کردم که از نظر ما هیچ مشکلی نیست و همینجا می مانیم. که ایشان نهایتا گفت ما مشکل داریم و شما میتوانید مشکل ما را حل کنید . به هر ترتیب ما ناچار به واگن دوم رفته و در دو کوپه جدا استقرار یافتیم. در کوپه جدید با یکی از دوستان و همکاران سابق که در بخش آموزش یکی از دانشکده ها فعالیت داشت هم کوپه ای شدم .لازم به ذ کر است که کوپه های قطار ، 6 تخته بود که در سه طبقه آماده میشد.  پس از صحبتها و آشناییهای  اولیه با سایرین که عبارت بودیم از من و دوستم ، یک آقا با دو پسر جوانش و یک مرد نسبتا مسن و خانمهای همراه همه نیز در کوپهَ کناری بودند،  تختها را آماد ه کرده و شش نفری  استر احت کردیم .

در هر حال ساعت حدود 11 صبح روز یکشنبه 5/1/86 در اندیمشک از قطار پیاده شده و از طریق اتوبوسهایی که از قبل آماده شده بود ، با حرکت به سمت پادگان دوکوهه ، بازدید از مناطق عملیاتی را شروع کردیم.

 

شنبه سی و یکم فروردین 1387
فرورد ین 86 سفر به سرزمین عشق ... جنوب کشور - قسمت اول ...  

بسمه تعالی

از آخر ین باری که از جبهه برگشتم یعنی  سال 1367 بعد از پذیرش قطعنامه دیگه هیچ سفری  به مناطق عملیاتی  نداشته و اطلاعی از وضعیت بعد از جنگ این مناطق بجز آنهایی  که تلوزیون نشون میداد نداشتم . وقتی سالها پیش کاروانهای راهیان نور راه افتادند در منزل ، صحبت از رفتن به مناطق جنگی میشد ولی  هر سال در ایام نوروز یا سفرها و یا کارهای مختلف پییش می آمد و به هر ترتیبی بود این سفر میسر نمیشد.

اوایل اسفند 85 وقتی مجددا بحث سفرهای نوروزی و کاروانهای راهیان نور مطرح شد قرار شد من از مراجع ذ یربط نحوه ثبت نام و زمانهای سفر را سوال کنم که بعد از تحقیق متوجه شدم این سفرها از اسفند شروع و تا ایام نوروز در قالب کاروانهای مختلف اد امه دارد و مهلت ثبت نام هم تا 24 اسفند می باشد. باز هم به دلایل مختلف امکان ثبت نام فراهم نشد و طلسم این سفر برای ما بسته ماند. روز 29 اسفند یکی از دوستان از دانشگاه به من تلفن زد و گفت که تصمیم دار د مجردی همراه با کاروان  راهیان نور دانشگاه در 4 فرورد ین 86 به جنوب سفر کند و از من خواست اورا همراهی کنم تا دو نفری باشیم. من که دوست داشتم خانوادگی به این سفر بروم برای جواب دادن مردد بودم که با مشورت با خانواده ، به او جواب مثبت دادم . روز دوم فروردین ، مجددا تماس گرفت و گفت بدلیل کار زیادی که در ارتباط با پایان نامه فوق لیسانس د ارد نمیتواند به این سفر بیاید و از من خواست که چنانچه دوست دارم با همسرم به این سفر بروم او را خبر کنم تا بلیط ها را برایم بیاورد .

وقتی با همسرم مطرح کردم ابتدا به دلیل نگرانی بابت غذای بچه ها قبول نکرد عصر همان روز تلوزیون گزارشی از کاروان راهیان نور در مناطق عملیاتی پخش میکرد  که در آن جوانان اعم از دختر و پسر صحبت میکردند که یکی از آنها گفت من معتقدم تک تک افرادی که در این مکانها حضور پیدا میکنند  بر ای این حضور دعوت شده اند و هیچ کس بدون دعوت نمی آید از طرفی  پسر بزرگم هم گفت نگران غذای ما نباشید و بروید مشکلی پیش نخواهد آمد . به هر حال همسرم راضی شد و من به دوستم خبر دادم . او هم برگه و بلیط را به من داد. همان شب برای  دید  و بازد ید بزرگترها و بعضی از فامیل به ورامین رفته و غروب روز سوم به تهران برگشتیم . صبح چهارم با شخصی که در برگه به عنوان هماهنگ کننده سفر معرفی شده بود تماس گرفته و اطلاع دادم که من و همسرم بجای دو نفری که دوستم ثبت نام کرده بود خواهیم آمد . ایشان ضمن اعتراض به این جابجایی بما گفت متاسفانه به دو دلیل شما نمی توانید با این کاروان بیایید یکی  اینکه کوپه ها بین خانمها و آقایان تقسیم شده ودوست بنده نیز چون دو نفر آقا بوده اند  د ر کوپه آقایان هستند بنابر این نمیتوانیم خانم جایگزین کنیم دلیل دوم هم اینکه کلیه افراد کاروان با اسامی که قبلا داده شده بیمه سفر شده اند و لذا امکان بیمه کردن شما وجود ندارد . پس از این صحبتها مجددا با همسرم صحبت کردم و پس از توافق با هم ، مجد دا به فرد مذ کور اطلاع دادم که ما با پذیرفتن کلیه مسئولیتهای ناشی از سفر ، همراه کاروان  خواهیم آمد . ایشان که زیاد از این تصمیم ماراضی نبودند چندبا رتاکیدکردند که کتبا بایدمسئولیت بیمه را پذیرفته و درقطار هم به هیچ وجه تقاضای جابجایی نکنید ما هم قبول کرده وساعت هفت ونیم عصراز منزل حرکت کردیم تا قبل از ساعت 9 که در برگه نوشته شده بود در راه آهن باشیم. در بین راه با پسر بزرگم که سرکاربود، قرار گذاشتیم واو را از بلوار کشاورز سوار کرده و به سمت راه آهن رفتیم.

جمعه شانزدهم فروردین 1387
زائر کربلای ایران و دانشجوی عزیز ...  
با سلام و تبریک مجدد سال نو به اطلاع می رسانیم که نامه ای مملو از محبت و صداقت از دانشجوی عزیزی که با عنوان زائر کربلای ایران مطلبش را با افتخار در پست قبلی گذاشتیم به دستمون رسید.

از آنجا که نامه سراسر صداقت و دلسوزی بود به خود اجازه دادیم بدون اجازه ایشان (البته ایشالا اجازه میدهند) بخشهایی از نامه را اینجا آورده و در همینجا پاسخ بگوئیم:

"با عرض سلام و خسته نباشید
و با تشکر از اینکه مطالب این حقیر را در وبلاگتان درج نمودید
خوب چند تا عکس از صبح روز حرکتمان از کنار مقبره الشهدا گرفتم که برای تداعی شدن حال و هوای زیبای آن روز صبح دوست داشتم که در کنار مطالب این عکسها هم باشد البته دو تا عکس هم از همان اردو هست که آقایون کاروان در آن هستند و اگر لازم باشد از نمای خود مناطق هم عکسهایی در دستم هست"
دوست عزیز (که متاسفانه هنوز نمیدانیم کی هستید) گذاشتن مطالب شما و سایر عزیزان مانند شما ، نه تنها نیاز به تشکر ندارد بلکه هم وظیفه ما و هم افتخار ماست . ضمنا عکسهای شما که اشاره کرده اید همراه نامه تان نبود .... منتظر ارسالشون هستیم .
 
"دیگر اینکه در مورد وبلاگتان و هدفش سوالاتی دارم و پیشنهاداتی (تا نظر شما چه باشد؟)
ولی کاش می دانستم که تا چه اندازه دستتان باز است برای برنامه ریزی یا چقدر مشتاقید برای اجرای برنامه ها و اینکه در زمینه فعالیت جهت تدارکات یک اردو و... ازطریق همین وبلاگ هم می شود اقداماتی کرد یا نه؟ "
در مورد سوالات که در خدمت هستیم هر کس هر سوالی داشته باشد در صورتی که جوابی داشته باشیم تقدیم میکنیم وگرنه حتما به دنبال پیدا کردنش میریم.
راجع به باز بودن دست نمیدونیم منظورتون چیه ؟ اگه هماهنگی باشه با هر جا لازم باشه میشه هماهنگ کرد ولی اگه منظور بودجه باشه متاسفانه نداریم .
در مورد اشتیاق به اجرای برنامه ها باید اول از این فکر زیبا و قشنگ شما تشکر کنیم و دوم هم بگیم که با همه وجود آمادگیشو داریم البته اگه کسی بانی بشه ما همه کاری برای اجرای برنامه میکنیم و صددرصد با این قبیل اقدامات از طرف وبلاگ موافقیم .
" این میل من برای همکاری به چند دلیل است
مثلا:کاملا احساس می کنم که واقعا به همکاری بچه ها ترتیب اثر می دهید
نظراتشان برایتان مهم است(مثلا درمورد برداشتن مطلب زمان انتخابات یا گذاشتن همین مطالب ارسال شده ومهمتر همین ساخت چنین وبلاگی است)"
همانطور که گفتیم افتخار ما اینه که بچه های دلسوز و فهمیده ی شهرک مانند شما افتخار بدن و بیان نظر بدن و ما هم نظرات دلسوزانه رو با اشتیاق عمل میکنیم وقتی که حرف حقی زده میشود مهم نیست از طرف چه کسی باشد ما با کمال میل می پذیریم . عمل به نظرات شما هم در همین راستا بود.
"چیز مهمی که در مورد وبلاگ شهرک مهم است همان معرفی جاهای دیدنی اش بود که متاسفانه در صفحه اصلی وبلاگ نیست در حالی که نسبت به نوشته هایی مثل مطالب نوروز اولویتش بیشتر است(پس لازم است که به صفحه اصلی منتقل شود)در ضمن نمی دانم که در قسمت تنظیمات وبلاگ چه عددی را انتخاب کرده اید
به نظر می رسد که چون اکثر افراد معمولا همین صفحه اول را نظر می اندازند و می روند،پس بهتر است که تعداد پست ها را به حداکثر برسانید
در ضمن برای اینکه دوستان بیشتری به این وبلاگ سر بزنن و بشه فعالترش کرد نیاز به فعال تر شدن خود ماها هم داره"
در مورد وبلاگ ، آمادگی کامل داریم تا این قبیل نظرات سازنده رو عملی کنیم
بالاتر اینکه اگه مایل باشید ما شما رو بعنوان یکی از نویسندگان (با نام خودتان) معرفی میکنیم و دسترسی میدهیم تا خودتان نظرات زیبایتان را اجرا کنید.
"از همین مسجد میشه تبلیغها رو شروع کرد؛مثلا اگه در اعیاد یا مراسمهای خاص،خواستید مطلبی یا عکسی چاپ کنید حتما آدرس وبلاگها ،امکاناتش(که ان شا الله باید بیشتر بشه) و...رو به عنوان پل ارتباطی باید ذکر کنید که یا مستقیم به دست خود جوونها داده میشه و یا بزرگترها اونها رو به منزل می برند و فرزندانشون هم می بینن ولی مهم فعالیت خود وبلاگه و اعضاهاشون هست که باعث دلسردی بچه ها نشن "
در زمینه وبلاگهایی که در شهرک هست با تعدادی از مسئولین صحبت شده از جمله مسئول بنیاد تعاون و مدیر شهرک ، بخش فرهنگی شهرک ، امامان جماعت مساجد مختلف از جمله مساجد انصار ، امام خمینی ، ولیعصر ، الزهرا و پیامبر اعظم و همگی خوشبختانه ضمن استقبال ، اعلام کرده اند در صورتی که حتی بخشی بعنوان پاسخ به سوالات بگذارید آماده پاسخگویی هستیم . لذا برای اینکار نیاز به افرادی داریم تا مثل شما با خلاقیت و ابتکار در این سال جدید وبلاگ شهرک و سایر وبلاگها رو شکوفا کنند . ضمنا در صورتی که تیم کاری خوبی تشکیل شود میتوانیم یک سایت جامع بزنیم و تمام وبلاگها را در آن قرار دهیم. به هر حال باز هم آمادگی خود را برای فشردن دست تمام کسانی که آمادگی همکاری دارند اعلام میکنیم.
"مسئله دیگه ای که باید واقع بین بود اینه که روز اول به امید چه کسی این وبلاگها ساخته شد! اگه به حساب بچه های دیگه باشه که اونا اگه به وبلاگهای شخصی خودشون برسن هنر کردن
ولی شمااگه این وبلاگها رو رها کنید بقیه ها هم ممکنه که از سر زدن بهش شاید بی میل بشن
حداقل کاری که از دستمون بر میاد اینه که از فضای معنوی این شهرک و مساجدش بیشتر به همه بگیم
به هر حال منتظر دریافت جواب سوالاتم هستم تا با شناخت بیشتر بتونیم همکاری بیشتری داشته باشیم(ان شا الله)"
البته ما هدفمون از زدن وبلاگ دقیقا این بود که بچه های با استعداد و خلاق و با ذوق شهرک رو شناسایی و بکارگیری کنیم و یک مجموعه اینترنتی قوی برای فعالیتهای مختلف تشکیل بدیم . برای اینکار سالهاست با مسئولین صحبت کرده و میکنیم
ولی متاسفانه حداکثر همکاری آقایون فقط به به گفتن است (به سبک مهران مدیری) و خبری از اقدام عملی و حمایت نیست لذا تصمیم گرفتیم دست خالی و با اتکا به خدا و توان و همت و انگیزه و پتانسیل بچه های شهرک شروع کنیم تا مسئولین را شرمنده کنیم و مجبور شوند که همکاری و حمایت کنند و مطمئن هستیم که اینکار به لطف خدا و همت دوستانی مثل شما عملی است.
در پایان به اطلاع شما و همه خوانندگان میرسانیم که متاسفانه تا کنون تعدادی از دختران وپسران شهرک ضمن اعلام آمادگی برای همکاری ، وقتی با استقبال ما مواجه شدن پا پس کشیده و آمادگی خودرا از حد حرف پیش نبردند که امیدواریم شما از این دسته دوستان نباشید.
شادی و سلامتی و موفقیت شما در سال جدید آرزوی ماست
سربلند باشید.
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
بخش اول دل نوشته های زائر کربلای ایران ...  
با سلام و عرض تبریک بمناسبت آغاز سال ۱۳۸۷ ، به اطلاع می رسانیم اولین مطلب این سال از قلم یکی از اهالی خوش ذوق شهرک در خصوص کاروان راهیان نور در وبلاگ قرار داده میشود و همینجا آمادگی وبلاگ را برای معرفی ایشان بعنوان یکی از نویسندگان وبلاگ اعلام میداریم(کسانی که برای این منظور تمایل دارند خصوصی خود را معرفی کنند تا پس از هماهنگی ، دسترسی اعطا شود)

این مطالب توسط دوست عزیزی با عنوان زائر در اختیار وبلاگ قرار گرفته است که تحت عنوان قسمت اول عینا در وبلاگ قرار داده میشود امیدواریم شاهد قسمتهای بعدی مطالب ایشان با اسم اصلی یا انتخابی خودشان باشیم:

ضمنا جهت اطلاع ایشان و سایر عزیزانی که تمایل دارند مطلب یا عکس ارسال نمایند ایمیل این وبلاگ عبارت است از:

shahrak_mahallati@yahoo.com

--------------------------

سلام به همه بچه محلها و بچه غیر محلی ها

آخه این وبلاگ رو که فقط شهید محلاتی ها نمی خونن!


آره طبق قرار قبلی،کم کم از حدودای ساعت 6 صبح 27 اسفند ماه
عاشقان زیارت کربلای ایران دور و بر مقبره الشهداء جمع می شدن.قرار بود ساعت 7 حرکت کنیم
ولی چه کنیم که اتوبوسها دیر اومدن .تازه همشون هم که با هم نمی اومدن
خلاصه مراسم افتتاحیه که همون سخنرانی و پخش آهنگهای جبهه ای بود شروع شد و آقای روح الله تولایی که مسئول کاروان راهیان نور بود هم یه صحبتایی کرد
سماور چای و ظرف یکبار مصرف هم بود و هرکی دلش می خواست از خودش پذیرایی می کرد
تــــوی این چند ساعت تاخیر فرصت واسه خیلی چیزا بود:مثل خلوت کردن با اون شهدای گمنامی که حتی موقع رفتن از این دنیای فانی هم راضی نشدن یه نام و نشون از خودشون به جا بذارن
آروم ما رو به نذاره نشسته بودن و خوشحال بودن که باز هم کاروان عاشقان شهدا دارن به سمت رفقاشون
تـــوی طلائیه،فکه،شلمچه،چذابه،دوکوهه،معراج شهدا و .......راهی میشن
از دست این شهدا که واقعا روی حرفشون هستن که اگر صدامون کنید؛ما لبیک میگیم حالا از هرجا که باشید
آخه از همین شهرک از جاهای دیگه تهران از شمال ایران(گیلان)و حتی در مسیر حرکتشون از قــم هم عاشقا رو جمع کردن یا شاید بهتره که بگم جاروشون کردن و باهم بردنشون پیش خودشون
حدودا ساعت 10 صبح بود که 6 تا اتوبوس راهی شد
چه کارا که نکردن:کلی شعر خوندن:::::::::::::
ننم میگه جبهه نرو نرو نرو نرو نرو.... جبهه میری رو مین نرو نرو نرو نر...........
ساک در دست و پتو زیر بغل اومدیم آدم بشیم گشنه شدیم رفتیم وطن_چون یه روز چند نفرشون دیر رسیده بودن
و ناهار نخورده بودن-
من علمدارم علمدار بر حسینم یار و غمخوار .............
و ..............
کلی ویدئو کلیپ دیدن و به همراهش این اشک بود که صورتهاشون رو نوازش میداد
روز تحویل سال 2 تا از مسئولا رو، رو دوششون گذاشتن و به طرف آبگیر های گل آلود شلمچه بردن و انداختنشون اون تـــــــو و آقای تولایی هم که از این برنامه بی نصیب نمونده بود؛با شوخی و خنده رو به پرتاب کننده ها کرد و گفت :ناهار شام و.. پای خودتون
تازه از بچه های کاروان ما 1 زوج خوشبخت اونجا در محضر قبور شهدای گمنام شلمچه به عقد دائم هم در اومدن
خیلی قشنگ بود جای همتون خالی

==========================

واقعا برنامه پایگاه شهید دکتر اسکندری مسجد انصار الحسین(ع) ما رو تشنه کرد برای اینکه اگه توفیق یارمون شد،باز هم با این قافله که قافله انتظار نام داشت--(و روز به امامت و ولایت رسیدن حضرت مهدی(عج) هم سفرشان را آغاز کردند)-- همراه در سفرها و برنامه های دیگرشون باشیم(ان شا الله)
آخه ممکنه تابستون به جبهه های غرب کشود در کردستان(نواحی مهران که عملیات کربلای 1 هم اونجا شده بود)،ببرن
تازه هر از چند گاهی هم یه قرارهایی بچه های کاروان برای دیدن هم و تجدید میثاق با هم میذارن:مثل دیدارشون در بهشت زهرا(س)
و پیامکهایی که توسط بیسیمچی قافله انتظار برای هم کاروانیها ارسال میشه و حال و هوای اون روزها و بازدیدها رو برامون زنده نگه میداره که ان شا الله خدای مهربون با شهادت برای همیشه خود بیسیمچیمون رو زنده نگه داره
از حال و هوای معنویش که باید باشید تا با تمام وجود حس کنید که چه جوری وجودتون رو خونه تکونی میکنند
از اون روزی که شهدای گمنامی رو که چند روز پیشاش تـوی تفحص پیداشون کرده بودن (نه باید گفت اونا خودشون رو به ما نشون داده بودن)رو رفتیم و دیدیم برای اولین بار به کفن یک شهید دست زدم
شهیدی که با قامتی رعنا رفته بود ولی اندکی بزرگتر از قنداق یک نوزاد بازگشته بود
آره واقعا تازه مثل یک نوزاد متولد شده بودن ولی هرگز دیگه به آلودگی های دنیا آلوده نمی شدن
چون اون روحی که باید آلوده می شد دیگه همراه این جسم بر زمین نخوابیده بود؛اون روح پاک در آغوش خدا آرام گرفته بود و به ناآرامی های ما می نگریست!!!
دوستان گرامی؛ با توجه به اینکه این متن را بدون نام نوشتم در نتیجه اگر در چند وبلاگ دیدید متعجب نشوید
می خواهم این متن را به 2 یا 3 وبلاگ تقدیم کنم
البته امیدوارم که قبل از همه خدا قبولش کنه
ان شا الله

================================

 

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
عید نوروز مبارک ...  

نوروز

سفره هفت سين
پوشيدن لباس نو
خوراک هاي نوروزي
ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
نوروز اول
هديه نوروزي، يا عيدي
کارت تبريک عيد
سيزده بدر
چهاردهم فروردين

باورهاي عاميانه

ديباچه
آغاز سال

پيدايش جشن نوروز
چهارشنبه سوري
روزها يا ماه جشن نوروز

پنجه ( خمسه مسترقه )
مير نوروزي
روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
خانه تکاني
کاشتن سبزه

ديباچه
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.  

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.    

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.  

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . 

صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.   

روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد. 

رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :

  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....  

اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.  

برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ".   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.   

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند.  

مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".    

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .  

روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ". 

در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند. 

يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند.  

خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. 

خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ".  و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند. 

سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.  

سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.  

خوراک هاي نوروزي
در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ". 

امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد. 

با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.  

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد. 

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : " اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم " و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود. 

گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند. 

کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، " شرح  وقايع " هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي " جنگ گاو و قوچ " نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند.  

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.   

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.   

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.  

پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد.  

کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان " سومين رقم بودجه دربار " ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافي " ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  " درو ويل " مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است. 

در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود.  

اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد. 

رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً " اسکناس نو " کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي.  

هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي " کادو " براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و " دست لا ف " است. 

کارت تبريک عيد
تبريک گفتن عيد و جشن نوروز، در نامه هايي که از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شد، رسمي کهن است. در برخي از منشآت و کتابهاي ترسل و نامه نگاري نمونه هايي آمده است، ولي با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبريک عيد " که با مضمون ها و رنگهاي گونه گون تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن ديد و بازديدها - به علت هايي که در پـيش ياد شد - فرستادن کارت تبريک رونق بـيشتري يافته است.  

چهاردهم فروردين
در واقع آغاز کار و فعاليت هاي " سال نو " از چهاردهم فروردين است. دبستان ها، دبـيرستان ها و دانشگاه ها از اين روز آغاز مي شود. مسافرت رفتن پـيش از سيزده را باور عاميانه نحس مي داند. کوچ بسياري از عشاير از چهاردهم فروردين است. تـقسيم آب کشاورزي، در برخي از روستاها و بسياري از فعـاليت هاي ديگر، از چهاردهم فروردين شکل مي گيرد.   

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است : 

- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.  

- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. 

- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است. 

- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد. 

- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.

- روز سيزده کار کردن نحس است.

دکتر محمود روح الاميني

سه شنبه نهم بهمن 1386
خطاب به بچه های محل ...  

سلام به بچه محل و یه دوست و خانوم گودرزی و سایرین

حالتون خوبه ؟

نمیدونم هر چند سال یه بار اونم اتفاقی اینجا سر میزنین

یا شاید از دستتون در بره و گذرتون اینطرفی بیفته

و بعضی وقتا هم حوصله تون بگیره و یه کلمه بنویسید

ولی میدونم بالاخره یه روز میاید و اینا رو میخونید

شما و همه بچه محلها و دیگرانی که میخونن

برای همه تون می نویسم

"یه بچه محل" نوشته بود که چطوری میتونم کمکتون کنم

"یه دوست " خطاب به اون نوشته که ببین اصلا آپ میشه بعد بگو کمک کنم

دمتون گرم

شما آخر روحیه دادن هستید

اولندش که در مورد کمک کردن تا حالا چندین بار توی همین وبلاگ نوشته بودیم

یعنی همینجوری بحثش شد و نوشتیم

ولی همه میان مینویسن چطوری کمک کنیم و بعد میرن دیگه پیداشون نمیشه

یکی از دوستان حتی براش ایمیل زدیم

شماره تلفن دادیم زنگ زدیم و تلفنی حرف زدیم و

توی شهرک قرار گذاشتیم و خلاصه هر کاری کردیم که ببینیمش

متاسفانه نه اومد نه زنگ زد نه هیچ پیگیری کرد

یکی دو نفر دیگه هم آدرس وبلاگاشون رو دادن اونجا براشون نوشتیم

و استقبال کردیم از همکاری ولی متاسفانه خبری نشد از اونا

خانوم گودرزی هم هر از گاهی میاد یه چیزایی مینویسه و میره پیداش نمیشه

ولی خدا پدرش رو بیامرزه یه بار یه مطلب داد که گذاشتیم توی وبلاگ

یکی هم به نام هابیل از بچه های مدرسه شهید مطهری

اومد بهمون توهین کرد و خیال کرد ما دشمنشیم ولی خوشحال شدیم که

یکی از همشهرکیها اومده

تو پست قبلی آخرین جوابمون رو به بحثهایی که داشتیم بهش دادیم

توی وبلاگ خودشون نوشتیم ولی می بینید که هیچ خبری از هیچ کدومشون نشد

برید توی یادداشتهای قبلی بگردید شاید پیداشون کنید

حالا هم برای بار چندم به همه شماها که اسماتون رو هم افتخار نمیدید بنویسید

آدرس وبلاگتون رو هم نمیذارید اعلام میکنیم

این وبلاگ مال همه ی بچه های شهرکه

شما افتخار بدید قدمتون روی چشم

اصلا شما بگید ما چکار کنیم

در خدمت شما هستیم

مشترکا وبلاگو آپ کنیم

لوگو و قالب و قیافه و مطالب و عکس و هر چی که فکر میکنید

بیایید وسط همه رو عوض کنید

ما میتونیم یه تشکل قوی و مستقل با همین وبلاگ که ایشالا بعدا سایتش کنیم

توی شهرک درست کنیم که وابستگی به جایی هم نداشته باشه

راحت حرف بزنه و راحت انتقاد کنه و راحت راحت با بچه ها باشه

قصد توهین و جنجال و چیزی نداریم میخوایم حرفایی رو دوس داریم بزنیم بزنیم

میخوایم اگه دلمون خواست به مسئولین (مخصوصا توی شهرک) انتقاد کنیم راحت باشیم

ملاحظه ی هیچ چیزشون رو نکنیم

یا نه اصلا توی همین مسائل هم شما ها بگید چطوری عمل کنیم

حالا بگید ببینم شما پایه اش هستید ؟

میایید ؟

بازم نیایید بگید آپ نمیشه

بسم الله

یا علی