بسم رب الشهداء و الصدیقین
از طرف بچه هایی که چند بار و حتی یکبار دیدنت!!!
شهید محلاتی،دلم واسه اون صبح قشنگ توی مقبره الشهداء تنگ شده
واسه اون روزی که یه بار برای همیشه اون موقع از صبح دیدمت
اون صبحی که می خواستیم بریم جنوب
فکر می کردم که یه قطعه از بهشت رو دارم می بینم
میدونم که توی بهشت هم خطا و اشتباه هست
مگه حضرت آدم توی بهشت نبود که خطا کرد
مگه نمی تونست اونجا برای همیشه بمونه
ولی خودش بد کرد
موقعیت فراهم بود
ولی با دعایی که حضرت جبرئیل بهش یاد داد
تونست توبه کنه
يا حميد بحق محمد،
يا عالي بحق علي،
يا فاطر بحق فاطمه،
يا محسن بحق الحسن،
يا قديم الاحسان، بحق الحسين،
ارزقنا توفيق زيارت الحسين في الدنيا
و شفاعته في الآخره.
الهی از خطاى من درگذر و توبه مرا قبول فرما.
در آن هنگام از جانب خداى تعالى خطاب آمد كه يا آدم
اگر (در آن حال دعا)
درخواست مىكردى كه گناهان همهى فرزندانت را بيامرزم
هر آينه همهى آنان را مىبخشيدم».
و خدا گذشت از تقصیر و اشتباهش
و اون هم از راه راست پا کج نکرد
پس محلاتی ها
قدر بهشتتون رو بدونید
قدر مسجد انصار الحسینتون رو
قدر مقبره الشهدا رو
قدر بچه های با ایمانی که پر از شادابی هستن
پر از ذوق و شوق و نشاطن
قدر پاکباخته های جنگ و جبهه رو
همونها که غریبانه دور هم جمع شدند
نکنه که با یه کم حوصلگی،اونا رو از خودمون برونیم
نکنه که جلوی چشماشون
با رفتار و حرکاتمون بهشون بگیم که
می خواستین دست و پاتون رو واسه ما ندین
به ما چه که صَدّام و صَدّامیها کشورمون رو می گرفتن
به ما چه که آسایش نداشتیم
به جهنم که ما می شدیم مثل عراق
به جهنم که ...
شهید محلاتی ها
بهشتتان پایدار و استوار باد
تا رسیدن به بهشت واقعی
آمین
سلام به اون صبح زیبایی که چشممون به گنبد آبی مقبره الشهداء می افته
سلام به اون رنگ سبزی که از مهتابیهاش به چشم می خوره
ولی فکر کنم جریان این رنگ سبز،فراتر از نور مهتابی و این چیزاست
اونا دل و ایمان و وجودشون سبز بود
اونا سبز سبز بودن
سبز اومدن و سبز زندگی کردن و سبز هم رفتند
و جاودانه شدند
کجا این همه سبزی و لطافت رو توی وجود یک انسان سراغ داری!
چقدر با این شهدا مأنوسی؟
چقدر باهاشون خلوت می کنی
چقدر میشناسیشون
آره خوب راست میگی
اونا که گمنامن
نه اسمی نه آدرس دقیقی نه ...
اما راه بسته نیست برای شناختنشون
می تونیم ببینیم که چی کار کردن که علاوه بر شهادت،خدا گمنامی رو بهشون عنایت کرد؟
این چیز کمی نیستا !!!
این که حتی وقتی از این دنیا هم داری میری،اسمی از خودت باقی نذاری که کسی به خاطر اسم و نام و نشون ومقام
و هزاران چیز دیگه بیاد سراغت>>>>
اونا دلشون به چیز بزرگتری گرم بوده که حتی به این چیزا احساس نیاز هم نکردن
واقعا خیلی دل می خواد که آدم به چنین جایی برسه
این همه بی نیاز از مردم و دنیا!!!
خلاصه میخوام بگم:نکنه که نام و نشون و مقام و کار و دنیامون،نذاره که بهشون سر بزنیم
نه اشتباه نکنیم...اونا نیازی به سر زدن ما ندارن
ما به اونا نیاز داریم که دستی به سر ما که نه به قلب و دل ما بکـِشن
نباید این مکان های پاک و مقدس خالی بمونه
این همه جا توی تهران بود
تا حالا فکر کردین که چرا اینجا رو انتخاب کردن
چرا اینقدر نزدیک شما اومدن
مگه نه اینکه دل به دل راه داره
مگه نه اینکه شباهتها و علایق انسانهاست که اونا رو به هم نزدیک می کنه
پس ببین توی چه چیزایی باهاشون شباهت داشتی و داری
ببین چقدر بهشون علاقه داشتی که ........
بیاید به فکر برگذاری مراسم های بیشتری در جوار این شهدای گمنام باشیم
این شهدا هنوز هم زنده هستن و خیلی کارها از دستشون بر میاد
به اذن خدا
ما رو هم از دعای خیر خودت فراموش نکن!!!
بسم رب الشهداء و الصدیقین
از شمال تهران بود که راه افتادیم به جنوب ایران!!!
کی رفتیم و کی اومدیم؛خودمونم مات و مبهوتیم...
اومدیم ولی گیج می زنیم و دیگه هم نمی خوایم
که به اون حساب کتابای عقلی برگردیم
که همین دل برامون بسّه
از شهرکی با اسم شهید و از پایگاهی با نام شهید و
از کنار چند شهید ِ بی نام شهرک ،
به سمت شهدا حرکت کردیم
آهای مردم!چرا با ما نیومدین؟
خوب چرا بدرقمون نکردین؟
چرا پیشواز نیومدین؟
چرا نپرسیدین کجا می ریم؟
چرا نمی پرسین که ما چی دیدیم؟
چرا حواستون نیست که یه دنیا حرف داریم ولی...
چرا پیش ما از تخت جمشید و سی و سه پل و
طاق بستان حرف می زنین.
ولی از طلائیهای طلائیه نمی پرسین! ؟
از خاکهای رملی فکه سراغ نمی گیرین! ؟
نمی پرسین که ما چی توی اون خاکها دیدیم
که این همه لذت بردیم؟
آخه بی معرفتا!
یعنی اینقدر هم مردونگی ندارین که
یکبار هم اونجا پا بذارین؟
اگه همون مردونگیتون نمی ذاره که برین؛
من میگم بخاطر همون هم که شده برین
اگه فکر می کنین که ما کجا و اونجا کجا؟
پس حالا دیگه لازمه که برین.
اگه هنوزم شرم از کرده و ناکرده هاتون ،
توی وجودتون هست؛پس بجنبین!
پس گوش به زنگ باشین که شهدا باز هم می خوان
قافله هاشون رو از شهر ها جمع کنن
مواظب باش که جا نمونی!
توی این چند روز یه کم براشون دست تکون بده،
مطمئن باش که می بیننت
و دستت رو می گیرن
ان شا الله
با سلام به همه بچه های شهرک شهید محلاتی.سلام به اون همه صداقت و پاکی
سلام به نجابت دخترات و غرور و غیرت پسرات
سلام به شهدای گمنام مقبره الشهداء که دل از خیلی ها بردن
سلام به آدمای نجیبش.سلام به کوچه و خیابونای سربالایی و سرپایینیش
سلام به کلمه های بالا و پایین که خیلی ها وقتی میخوان برن مقبره الشهداء،میگن بریم بالا
و وقتی از اونجا میخوان برگردن خونه،میگن بریم پایین
انگار که دو دنیای متفاوتن(واقعا هم بالا و پایین دارن که نه فقط از متراژ که از معنویات)
سلام به پایگاه دکتر اسکندری محلاتی که معرفتش از خیلی شهرک های دیگه بیشتر ِ
سلام به تمام مسجدای با صفاش.سلام به آرامشش که نا آرومی هامون رو تحویل می گیره
سلام به باقیمونده های جنگ که اومدن و توی این شهرک دور هم جمع شدن تا هنوزم آنچه که آرمان هست،زنده نگه دارن
و سلام به بچه های این شهرک که تا هستند در کنار خانواده ها،به عشق پاکی ها،
دوری از نا پاکی های هزاران جای به اصطلاح ناف تهران رو به جان می خرند
این همسایگی با کوه،اونها رو محکم و راسخ نگه داشته در تکیه به خوبی ها
و سلام به همه اون بچه هاش که وقتی قرار خودشون یه خانواده بشن،خیلی هاشون میرن شهرک قائم که باز با محلاتی،رفیق باشن
سلام ای شهرکی که در تو زندگی کردن آرزوی خیلی هاست و تو هم مثل خیلی ها،با مهربونی پذیراشونی!
سلام ای نازنین که خیلی ها رو به عرش اعلی بردی و صداشم در نیاوردی،از بس که ماهی!!!
چیه که حالا احساس دلتنگی می کنی؟ چرا دلت گرفته؟ مگه تو هم بغز رو میشناسی؟
کجاهات درد میکنه ؟ از کی تا حالا کسی بهت سر نزده ؟ چی کم داری که به تو نازنین ندادن؟
تو که این همه یار داری دیگه چرا!از اصفهان از شمال از .......دیدی منم می دونم که تنها نیستی
پس دیگه ناراحت نباش.ازشون بخواه که بیشتر به فکرت باشن.همین.آها چه جوری بهشون بگی!
خوب خودم الآن میگم:::آهای بچه های شهید محلاتی پس شما کجایین؟این مسجداش میخواد صدای نفس هاتون رو بشنوه پس شما کجایین؟
اون پایگاه میخواست ببره جنوب،پس شما کجا بودین؟
بابا این وبلاگ دوست نداره تنها باشه پس شما کجایین؟


