تبليغاتX
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
شهرک شهید محلاتی شمال تهران
اخبار اطلاعات و مسایل گوناگون شهرک شهید محلاتی
یکشنبه دهم مهر 1390
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت ...  
سلام

دیری است که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

.....

تیتر و شعر و این چیزا هیچ ربطی به هم ندارند

به موضوعی هم که میخوام بنویسم ربطی ندارند

------

این مقدمات که ربطی هم نداشت برای این بود که اشاره کنم معمولا اینجا هر ازگاهی

بعضیا میان حرفا و ادعاهایی مطرح میکنن و قولایی میدن وقتی پای عمل میرسه یکدفعه

غیب میشن و ما رو از امدادهای غیبی برخوردار میکنن

همین

سه شنبه پنجم مهر 1390
پایتخت معنوی ایران ...  
سلام

با عرض معذرت به علت سفر نسبتا طولانی (ده روزه) به مشهد مقدس مدتی در خدمت نبودم

برای تک تک عزیزانی که میشناختم یا جدید آشنا شده بودیم به اسم دعا کردم و از خدا خواستم

توفیقات روزافزون به ایشان عطا کند .

مشهد واقعا پایتخت معنوی ایرانست .

گنبد و بارگاه و جلال و جبروت حریم رضوی واقعا خانه امنی است برای دلهای پریشان و مستاصل

بی توجه به ظاهر و باطن آدما بدون در نظر گرفتن عقاید و باورهای آدما به همه زائرینش لطف داره

امام رضا مظهر لطف خداست که باران رحمتش بر کوه و دشت و بیابان و جنگل یکسان سرازیره

از خدایی بهره برده که به منکران خدائیه خودش هم لطف میکنه و رزق و روزیشون رو میده

اسم با مسمایی داره امام مهربون ما چون هرکسی که به زیارتش بره راضی بر میگرده

امام رضا ما زیر سایه پر مهر تو زندگی میکنیم و امیدمون به بخشش خداست که با پادرمیانی

و ضمانت تو نصیب ایرانی ها خواهد شد انشاالله . پس لطفا از خدا برای ما آنچه را که به صلاحمون

و به نفعمونه و موجب عاقبت بخیریمون میشه بخواه ......

 پی نوشت :

خانوم مهندس شما قول داده بودی با حروف مقطعه بنویسی .... پس چی شد؟

بنویس با هر نامی که دوس داری ... ضمنا اگه مایل بودی بگو تا بعنوان نویسنده تعریف کنم

و مستقیما در سایت بنویسی

 

چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390
تشکر و قدر دانی از انتقاد ...  
با سلام

یکی از ساکنین محترم و عزیز شهرک در انتقاد به مطلب قبلی ما در وبسایت (یا به قول ایشان همون وبلاگ) یادداشتی گذاشته بودند که ضمن تشکر از ایشان که لطف کردن وقت گذاشتند و نوشتند ، برای اینکه بیشتر خوانده شود و سایر همشهرکیهای عزیز هم مثل ایشون بیان و بنویسند مطلبشون رو بدون هیچ دستکاری اینجا قرار میدم و توضیحاتی هم اگه لازم بود بدم بعد ازون می نویسم :

 نظر تایید و جهت نمایش ثبت شد

دوشنبه 14 شهریور1390 ساعت: 20:4                  توسط:یکی از ساکنین

با سلام
اولا که هزینه ای نداره! والا ما خودمون از این به قول شما سایت ها (ما بهش میگیم وبلاگ ) زیاد داریم اونم بدون هیچ هزینه ای !! لازمبه ذکره که ایجاد وبلاگ که شما جزو هزینه ها به حساب آوردین کاملا مجانی یه اونم تو بلاگفا ! بازم تاکید میکنم همه اعضای بلاگفا همه این موارد (هزینه ایجاد ، ثبت دامنه ،طراحی،تهیه مطالب و آماده سازی و ...) براشون مجانی یه ! بعدشم چه مطالبی تهیه کردین که پولشو از هزینه خودتون دادین ؟!؟!؟؟؟!؟! جالبه برام بدونم .... چون اینجا اصولا مطلب خیلی معمولی نوشته میشه که به نظر نمیرسه بات آماده کردنشون هزینه ای پرداخت شده باشه !!!!!!!!
ثانیا تک وتوک روشنایی هست که به نظرم کافیه ! اینهمه برق مصرف کنیم واسه زیبایی فضای سبز ؟!؟؟! که مثلا از پایین تا بالای تپه زیبا بشه ؟؟!؟!؟! حالا واسه دستشویی به نظرم لازمه ولی بقیه نه !!اینهمه چزاغ اونم تو اوج مصرف واسه اینکه تپه زیبا بشه !! هرکی میاد فضای سبز معمولا با خودشون چراغ دارن میتونن از اون لاستفاده کنن !!البته من با چند تا روشن کردن موافقم که البته هروقت رفتم نورمناسب بود به نظرم !

بازهم از ایشون تشکر میکنم و ممنونم که وقت خودشون رو صرف کردند و نظر دادند. ولی با اجازه ایشون یکی دو مورد رو توضیح میدم هرچند که دوس نداشتم به وضوح توضیح بدم ولی برای اینکه ایشون در جریان قرار بگیرند عرض میکنم که وبلاگ رایگانه بله ولی دامنه و فضا رایگان نیست(دامنه و فضای مستقل که الان ماداریم یعنی اسم کوتاه و باارزش  http://www.shahrak.org که ثبت کردیم وگرنه اسامی با دنباله بلاگفا که رایگانه)که به پیشنهاد بعضی از آقایون و دوستان چند اسم و دامنه و فضا ثبت کردیم ولی متاسفانه حمایت نکردند که از بلاگفا جداش کنیم ولی سالانه هزینه داره هرچقدر که باشه . علاوه بر اون امکانات دیگری تهیه شده که حدودا ماهیانه بطور متوسط ۱۰۰ تومن هزینه اشه که میشه سالی یک ملیون و دویست هزار تومن و هیچکس کمک نمیکنه علیرغم اینکه به صراحت قول داده بودند کمک کنند . منظور من اونهایی بود که قول داده بودند وگرنه به قول شما مطالب و عکسهای معمولی هزینه ای نداره. هرچند که اگر بدهیم بیرون انجام دهند آماده کردن عکسها(کم کردن سایز ، در دو یا چند سایز ذخیره کردن و آپلود) و تایپ مطالب و موارد مشابه هزینه میگیرند که منظور ما اونا هم نبود . علاوه بر اینها وقتی که گذاشته میشود و اینترنتی که صرف میشود هم هزینه دارد که باز اینها هم عدد قابل توجهی نیست و به علاقه ی آدم بستگی دارد . در کل با نظر شما موافقم شاید اصلا منظور حمایت معنوی باشه که آدم دلگرم بشه .... در هر صورت اگه شما بعنوان یک همشهرکی عزیز و فهیم و دلسوز آمادگی داشته باشی هر کمک و همراهی بتوانید بکنید در خدمتیم .

در مورد روشنایی هم من با نظر شما کاملا مخالفم به نظر من یک محیط تفریحی که مربوط به بچه مسلمون ها هست باید از همه نظر چه زیبایی چه نظافت چه محیط و همه چیز نمونه باشه و از همه جاهای مشابه بهتر باشه چون تابلوی معرفی و شناخت و ظاهر شهرک بحساب میاد . این مسائل با صرفه جویی و اوج مصرف و اینا ربطی نداره چون صرفه جویی درست مصرف کردنه و وقتی مردم میان این بالا میدونی چقدر چراغ و وسایل برقی خاموش میکنن و میان ؟؟؟ این به اون در .... البته در این مورد نظرها مختلفه و این شاید نظر من باشه و نظر شما هم برای شما و هم نظرهای شما محترم و قابل قبول به هر حال از اینکه در این مورد هم نظر دادی ممنون

ممنون

دوشنبه چهاردهم شهریور 1390
سلام ...  
با سلام خدمت همشهرکی های عزیز

و با عرض معذرت از تاخیر چند ماهه در بروز رسانی وبلاگ

از دوستانی که سوالاتی کردند و بی جواب موند هم معذرت میخوام

اینا همه بعلت مشغله و ماموریتهایی بود که توی این مدت پیش آمدند

متاسفانه دوستان همکاری نمیکنند تا سایت را بروز و قوی تر کنیم برای همین شرمنده میشم

انشالا از این به بعد سعی میکنیم بهتر از قبل رسیدگی بشه

عزیزی پیشنهاد کرده بود به ظاهر سایت بیشتر برسیم

خدمت ایشون و سایر عزیزانی که در مورد ظاهر و محتوای سایت نظر مشابه دارند

عرض میکنم که این سایت اولین سایتی است که در مورد شهرک راه اندازی شده

تمام هزینه های ایجاد ، ثبت دامنه ، طراحی ، تهیه مطالب و آماده سازی و سایر

کارهایی که یک سایت نیاز داره توسط هزینه شخصی تامین و انجام شده و ریالی

کمک از طرف هیچ ارگان و نهاد و شخصی صورت نگرفته است و لذا توقعی که از آن

می رود باید در همین حد باشد که امیدوارم در عین حال بهتر شود . ولی چشم دوستان

عزیز سعی میکنیم نظرتان را تامین کنیم ولی شما را بخدا هر طور میتوانید کمک کنید.

یک عزیزی سال گذشته در مورد نقل مکان به شهرک سوال کرده بود که نمیدانم چکار

کردند ولی شهرک شهید محلاتی مانند سایر نقاط شهر هست ولی با یک تفاوتهای خاص

به هر حال اکثر اهالی این شهرک از نسل اول انقلاب هستند که دارای فرزندانی از نسل

دوم و سوم انقلاب هستند . بنابر این از نظر خط فکری جمعیتی در شهرک هستند که

شامل سه نسل پی در پی از انقلاب می باشند با تفکرات متفاوت و مختلف که البته

گرایش کلی و غالب در شهرک ، حمایت و پشتیبانی از نظام و دستاوردهای انقلاب است

وضع ظاهری اهالی مانند همه شهر است با این توضیح که در اینجا پوشش غالب خانمها

چادر است ولی خانمهای محجبه بدون چادر هم هستند که با رعایت شئونات بدون هیچ

مشکل خاصی (مگر در موارد استثنایی که همه جای شهر ممکن است باشد) زندگی میکنند

در شهرک خوشبختانه به یمن همت همه اهالی و تلاش دست اندرکاران ، از خلافکاری و

ناهنجاریهای نامتعارف خبری نیست ، دزدی و خلافهای دیگر هست ولی بسیار ناچیز و

در اکثر مواقع قابل ردیابی و پیگیری می باشد .

از نظر امکانات رفاهی هم شکر خدا همه چیز در حد نسبتا قابل قبولی وجود دارد

مسجد ، مدرسه ، آموزشگاه ، تفریگاه ، درمانگاه ، مراکز تجاری و سایر اماکن عمومی در حد

مطلوب وجود دارد . پارکها و فضای سبز بالای شهرک تا نزدیک قله کوه به طرز زیبا و جذابی

ساخته و آماده شده و همه روزه اهالی و آشنایان اهالی از سایر نقاط مراجعه و استقاده میکنند

این فضاهای زیبا همه ی زیبائی های طبیعی را دارد بدون ناهنجاریهایی که در بعضی مکانها

ممکن است وجود داشته باشد . هم اهالی محترم به خوبی رعایت می کنند و هم مسئولین

محترمانه نظارت دارند که امیدواریم برخوردهای انسانی و اسلامی آنها روز بروز بهتر هم بشود.

فقط یک مورد که بسیار قابل انتقاد و گلایه است وضعیت روشنایی این فضاهاست که متاسفانه

اصلا قابل دفاع و قابل قبول نیست . هزینه های شاید میلیاردی برای ایجاد اینهمه فضای سبز

زیبا و با نشاط انجام شده ولی از سرشب به بعد اکثر نقاط خاموش است و حتی سرویسهای

بهداشتی هم روشنایی ندارند . هیچکس هم نمیداند چرا اینطور است .

از دست اندرکاران و مسئولین میخواهیم هر طور شده نسبت به رفع این معضل اقدام نمایند

تا انشاالله به زودی شاهد روشنائی مناسب و فراوان کل فضای سبز بصورت شبانه روزی

از پائین تا بالای تپه باشیم .

بهانه هایی از قبیل کنترل و مسائل امنیتی به هیچ وجه قابل قبول نیست که امیدواریم

این بهانه ها را برای تامین نکردن روشنایی نیاورند .

دوستان کمک کنید تصاویر و گزارشهای مختلف از شهرک در اینجا قرار دهیم .

قربان شما

دوشنبه هفدهم خرداد 1389
دو مطلب با یک پست !! ...  
سلام

یک فیلمی بود با اسم دو فیلم با یک بلیط ..... همین مطلب امروز وبلاگ شهرکه!!!!

البته یک بار نوشتم که سیستم قاطی کرد و همش پرید اگه دوباره هنگ نکنه می نویسم:

مطلب اول : نحوه همکاری با وبلاگ

دوستان مختلفی با ارسال پیامک ، تماس ، گذاشتن مطلب در همینجا و یا ارسال ایمیل

اعلام آمادگی برای همکاری در تهیه مطالب برای وبلاگ می کنند که همینجا ضمن

 عرض تشکر اعلام میکنیم که علاقمندان به همکاری با وبلاگ شهرک لطف کنند

مشخصات خود را بصورت خصوصی به همراه شماره تماس و محله خود در شهرک

در همینجا اعلام کنند تا پس از تماس و هماهنگی با ایشان و در صورت لزوم دیدار حضوری

کد کاربری و کلمه عبور برایشان تعریف و  دسترسی شان برای ارسال مطلب باز شود.

مطلب دوم : سندهای شهرک

مطلبی را اسفند ماه یکی از خوانندگان در مورد سندهای منازل شهرک

بصورت خصوصی ارسال و درخواست درج در وبلاگ کردند که بعد از حدود دو ماه

در وبلاگ قرار داده شد و دعوت شد که هر کس در این مورد مطلب موافق یا مخالفی دارد

قرار دهد که متاسفانه هیچ پیامی گذاشته نشد و لذا مطلب مذکور برداشته شد .

در صورتی که انتظار داشتیم مثل مطلب گنبد مقبره الشهدا که قبلا قرار دادیم

نظرات مختلف درج شود تا ما هم نظرات دست اندرکاران و مسئولین را در پاسخ به آن

قرار دهیم . در عین حال در خصوص بعضی از موارد مطرج شده از جمله بحث حقوقی

و احیانا شکایت که مطرح شده بود تحقیق کردیم و با حقوقدانهای معتبر صحبت کردیم

و اسنادی هم آماده کرده بودیم که قرار دهیم که بدلیل مطرح نشدن هیچ نظری

از ادامه بحث صرفنظر میکنیم ولی همینقدر اشاره کنیم که بر اساس بررسیهای مستقل

و بدور از جانبداری که بعمل آمد مشخص شد که از نظر حقوقی و قانونی مشکلی

در سندها نیست بدلیل آنکه در قرارداد اولیه که در حدود ۲۰ سال پیش در بنیاد تعاون بسته

شده جمله ای که خریدار باید مورد تایید بنیاد باشد بوده و همه خریداران امضا کرده اند .

بنا براین نه مشکل حقوقی و قانونی دارد و نه قابل شکایت است.

در هر حال اگر باز هم نظراتی مطرح شود آمادگی ادامه بحث و درج نظرات مختلف

و همینطور مسئولین را در وبسایت داریم .

==============

در اولین فرصت در باره موارد زیر خواهیم نوشت :

(حتما بخوانید و نظرتان را بگویید)

جینگیلی های سیاسی و دزدی عکس از سایت بچه های مسجد

که به نقل از وبلاگ مسجد امام خمینی (ره) قرار خواهیم داد

سه شنبه بیست و دوم دی 1388
وب سایت شهرک ...  

سلام

وب سایت شهرک افتتاح شد

شما از این پس برای ورود به این وبلاگ می توایند

 از نشانی وبسایت استفاده کنید:

 

http://www.shahrak.org

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388
مجتمع یاس ...  

افتتاح مجتمع ویژه بانوان در شهرک شهید محلاتی

شنبه بیست و هشتم دی 1387
مراسم محرم امسال ...  

سلام

یک سری عکسهای قشنگ از مراسم عاشورا در مقبره الشهدا داریم

که بزودی پس ازآماده شدن در وبلاگ قرار میدهیم

شما هم عکس با حال از شهرک دارید؟

برامون ایمیل میکنید تا اینجا نشونشون بدیم؟

دستتون درد نکنه ببخشیدا !!!!

چه عیب داره یه خورده خودمونی (پسرخاله) بشیم؟

دمتون گرم

 

سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
آیا می دانید که .... ...  

سلام

امروز می خواهیم بخشی از فعالیتهای شهرداری ناحیه ۱۰ منطقه یک را

که در شهرک فعالیت می کند به نقل از یک اطلاعیه این شهرداری در اینجا

ذکر کنیم تا هم قدردانی از زحمات باشد هم یکطرفه به قاضی نرفتن :

برای مشاهده عکسها با کیفیت بهتر روی آنها کلیک کنید

جمعه دهم آبان 1387
یک نظر در مورد شهرداری شهرک ...  

با سلام

ضمن تشکر از یکی از خوانندگان وبلاگ بنام "احد" مطلب انتقادی

 ایشون در مورد شهرداری شهرک شهید محلاتی رو در وبلاگ

درج می کنیم (ضمن اعلام این مطلب که بر خلاف نظر ایشون ما

معتقدیم مسئولین شهرداری شهرک در بسیاری موارد دلسوزانه

مشغول ارائه خدمات به اهالی هستند و البته در مواردی هم

عملکرد کاملا قابل انتقادی دارند ولی در هر صورت 

 آمادگی خودمون رو برای درج نظرات دیگر و یا پاسخ مسئولین 

اعلام می کنیم . شما می توانید مطالب خود را در بخش نظرات

درج کنید ما آنرا در متن وبلاگ می آوریم .

 

جمعه 10 آبان1387 ساعت: 0:15                توسط:احد

تبلیغات به سبک قالیباف در سراسر شهرک "مبنی بر واردشدن

به فاز مدرنیته وپست مدرنیته" که شهرداری از زمان سلف صالح خود

کرباسچی در تهران مروج آن بوده .

مثل اینکه مناطق شهرداری "مدنیه فاضله" است و

شهرک نمود "واپسگری وتحجر" .

واقسوس به همه و آنچه از داشته هامان که مانده و

افسوس بر بی تدبیری ومصلحت اندیشی.وساده لوحی !؟

کافی است یک نگاه به هر کدام از محلات تهران داشته باشیم

که شهرداری چه بلا هها بر سر آن آورده از باغات زبیای

همین اطراف یعنی ازگل وسوهانک تا محلات قدیمی مرکز شهر

که در کوچه 6متری برج سازی شد از فروش تراکم تا ثروت های

باد آورده برخی از مسئولین.  همین چند سال پیش شهرداری

از فروش پارکینگ تا کمیسیون 100و.....

تا آنجا که مجید مجیدی کارگردان مطرح ، همین چندی قبل

گفت: هرگز کرباسچی را به خاطر بلای که بر سر تهران آورد

نمی بخشم؟! مطمئن باشید هزنیه این تابلوهای عریض وطویل

را فرزندان وجوانان ما در شهرک به همین زودی پرداخت می کنند

و بهای آن بسیار گرانسنگ است یعنی فضای معنوی و خاص شهرک

که از بین می رود فردا در شهرک جشن بادبادکها ورکورد گیری

بزرگترین پیتزا ی فلان را داریم روحانیون عزیز شهرک و همه

برادران فرهنگی ، شما بهتر فرهنگ مسلط بر این جماعت را

می دانید. کسی باشهرداری و بهبود خدمات رسانی

مخالف نیست ولی چرا در یکی از یکدست ترین

مناطق مسکونی شهرک؟ چرا در این همه زمین اطراف که با یک

گوشه چشم شهرداری همه را به ثمن بخس به شهرداری

می دادند نه؟ فردا شهردار ی اینقدر قانون وتبصره و... دارد

که دیگر ما افراد ساده شهرک نتوانیم حریف او شویم

و غبطه بخوریم به سادگی امروز خود.  برادران ، شهردار

موظف است به ما خدمات بدهد .همانطور که به مناطق

حتی غیر قانونی ساخته شده خدمات می دهد

چهارشنبه هشتم آبان 1387
پیامهای شما ...  

از میان پیام کوتاه های شما:

درخت‎ مانند‎ نان‎ حرمت‎ دارد‎ .

شهرداری‎ قانونشکن‎ ، می‎ تواند‎ ‎حافظ قانون‎ باشد‎ ؟‎ ! !‎

------------------------

البته قطع درخت وحتی تخریب مسجد هم در

مواردی که به نفع جامعه باشد امکان دارد

------------------

نماینده محله و شورا یاری به چه دردی میخورد؟

۱.خواب دردوره انتقال

 ۲.چشم پوشی تخلفات

۳.معرفی به کلانتری

-----------

و یا

۴-گزارش دائم فعالیتها در تعامل مستقیم

با اهالی در مساجد

جمعه بیست و ششم مهر 1387
شورایاری ...  

مطلب زیر همین الان از سایت شهرداری تهران کپی شده :

شورا ياري محلات کمينه

محدوده محله  : از شمال ارتفاعات البرز - از جنوب بزرگراه لشكرك - از غرب شهرك نفت و از شرق سوهانك و شهرك لاله

مشخصات دبير شوراياري :

نام و نام خانوادگي ميزان تحصيلات سن نشاني محل استقرار
علي فلاح فوق ديپلم 45 شهرك محلاتي - مسجد امام حسن مجتبي

سه شنبه بیستم فروردین 1387
راستی چرا ؟ ...  
بسم رب الشهداء و الصدیقین
میگن چرا میرین جنوب.مگه توی اون خاکها چی دیدین که این همه قشنگی ها رو میذارین و بهترین لحظات سال که همون لحظات سال تحویل هستش رو اونجاها میگذرونین!
آره حق با شماست. اونجا خاک و گِل و غبار فقط دیده میشه.از این خاک وگل ها که توی هر شهر و دیاری پیدا میشه
واسه چی پاشیم این همه راه رو بکوبیم و بریم تا خاک ببینیم

برای دیدن عکس با کیفیت بهتر کلیک کنید

اگه میخواین بگردین که بیاین بهترین جاها:شمال که پر از سرسبزی و قشنگیه،بیاین شیراز و تخت جمشید و صدها بنای تاریخی دیگه،چرا نمیاین تهران؛اینجا که تا بخواین امکانات و مد و هوس و شهوت هست که!!!اگه کوه و ارتفاعات و خاک هم میخواین
که رسما َََ برین کوه نوردی که خودتونم راضی کرده باشین
اما چتونه؟چیه!چرا از هرجا که میایم،با وجود اینکه کلی لذت بردیم و هر کاری خواستیم کردیم اما ته دلمون راضی نشده
باز بهونه میاره
چرا من که خیلی از جاها و زیبایی ها رو دیدم،وقتی رفتم جنوب،دیگه دلم نمی خواست که برگردم؟
دلم آروم گرفته بود.مثل نوزادی که بهونه گیری می کرده ولی یه مهربونی اومده و پشتش رو یواش یواش زده و آرومش کرده
خیال بچه جمع شده که یکی هست که حتی اگه بزنتش هم اون آروم میگیره.ساکت و راضی میشه
این میشه که دوست داری بزرگ بشی و جونت رو براش بدی!!!
اونجا حس کردم مهربونی و ارزش لایتناهی خدا رو
پاکی و معصومی شهدا رو که این همه با وفا بودن و میگفتن که مگه بالاترین چیز توی این دنیا جونمون نیست!اینم مال تو خدا!
اونجا که می رسی اولین اردوگاه یا اولین خاکی که توش پا بزاری،یه حسی به آدم دست میده که انگار بدون هیچ حرفی از جانب کسی،سریع اون حالی رو که رزمنده ها قبلا اینجاها برای بیداری و شب زنده داری داشتن رو حس می کنی(امروزه که به این چیزا انرژی مثبت میگن:یعنی بدون اینکه تلاش خاصی رو انجام بدی،حال و هوای اونجا تو رو میگیره و حس تو رو شبیه حس آدمایی که قبلا اونجا بودن می کنه)
اگه این حال رو باور نمی کنی،یه چیزی میگم ولی فقط ذهنت رو ببر اونجا::::::اگه ما رو بردنمون جایی که تـوش معتادها،الکلی ها؛فاسدها قبل از ما بودن ولی الان مردن یا زندونن و... و فقط چندتا از سرنگ ها منقل ها شیشه مشروب ها باشه و در و دیوارش هم دود گرفته وپر از یادداشت هاشون باشه ...وجدانا چه حالی پیدا می کنی!فکر می کنم اولین حس تو حس بیزاری و نفرت میشه و خودت فکر میکنی که چطوری کارشون به اینجا کشیده!پدر و مادرشون کی بوده!اگه مردن چه به حال و روزشون میاد! چه بد باختن این دنیا رو::::::::میشه این فکرها به ذهنت نیاد؟
تازه بعدش چی کار میکنی؟
هان این رو نگفتم:اگه جنازه یکیشون رو میدیدی دیگه چی کار میکردی
هزاران بار از این مسیرها و حال و هواها دورتر میشدی
آره تمام اینها انرژی منفی دارن/// و قانون فطرت ما دوری از منفی ها و بدی هاست(از آهن ربا که بدتر نیستیم که......)
حالا باورت میشه که انرژی مثبت هیچ اثری نداشته باشه!!!
وقتی پاهات رو توی دوکوهه میذاری حس میکنی که در و دیوارش باهات حرف دارن
این حرف که فقط صدا نیست همون ندای درونی من وشماست
همون تکونیه که دلت کنار حوضچه ای می خوره که رزمندها توی دوکوهه
وضوی نماز شبشون رو میگرفتن
نه اشتباه نکن!کی گفته که تا نماز شب خون نشی اونجا اثر نداشته
نه اگه با وجود اینکه می خوابی ولی هر شب ناراحت نماز شب نخوندنتی بدون که دل تو دیگه خواب نیست
کم کم این صاحب خونه مستاجرش رو بلندش می کنه،مگه جسم ما مهمون روحمون نیست؟
پس بدون اگه هر شب با حسرت نماز شب میخوابی؛تو دیگه فقط به یه تکون اساسی نیاز داری
شاید مثل من باید از دو سه جایی (مثل نامه مثل سفارش مثل مهمونی و...)ندا رو بهت برسونن که تو باید کتاب خاکهای نرم کوشک رو بخونی تا به باور برسی که بخدا اگه تلاش کنی خدا می بینه بخدا اگه راه شهدا رو در پیش بگیری به شهدا می رسی.
می فهمی که باید لحظه لحظه این دنیا رو به اهلش بفروشی تا اون چیزی رو که باید،از صاحب لحظه ها بگیری.
شب رو بفروشی روز رو بفروشی بطالت رو بفروشی بفروشی و بفروشی
حالا دیدی که اونجا فقط خاک نیست
اونجا انرژی داره.هنوز خود شهدا اونجا رفت و آمد دارن.بابا روی اون زمینها حضرت زهرا و ائمه های دیگه قدم میذارن
مگه میشه که روی قدمگاه اونها پا بذاری ولی هیچ اثری نداشته باشه
مگه میشه طلائیه رو ببینی و لذت نبری...لذتی می بری که محال از زیر زبونت بیرون بره ها!
لذتی که بعدش داری شاید با سوز و گداز هم همراه بشه ولی خدا شاهده که با لذتی که توی گناهات حس میکنی قابل مقایسه نیست.میخوام بگم هرچی که هستی.،هرجا که هستی فقط با تمام وجودت شهدا رو صدا کن و قسمشون بده به مادرشون حضرت زهرا(س). به ولای علی می برنت مگه -مگه اینکه خیر و صلاحی از این هم بالاتر در اون زمان برای ما باشه که با چشم دنیائیمون نبینیمش
گفتم هرکی و هرجور هستی...به اینی که گفتم اعتقاد دارما!تــوی کاروان ما هم اخراجی ها بود(البته یه کوچولو شبیه اونا بودن
وگرنه توی دلشون دریایی بود که باید به دریای دلشون میزدی تا بفهمیشون)
اما شهدا دست کسانی رو میگیرن که شاید اونا هم نمی دونن که توی این خاکها چی کار دارن.شاید اگه مثل ما شهدای کفن پوش
رو ببینن و با دست و بدن خاکیشون اونا رو لمس کنن،تازه یه کم به هوش بیان که .......
پس میخوام که با توکل بر خدا و توسل به ائمه اطهار(ع) و شهدای پاک،اینقدر مشتاق زیاد بشه که 6 تا اتوبوس محلاتی بشه
بشه(نه خودتون سال دیگه ببینید دیگه...نه صبر کنید ببینید که ما چقدر دیر به دیر میخوایم به شهدا سر بزنیم.همین تابستون
منتظر باشین ان شاالله که شهدای غرب این کشور کارهامون رو جور کنن و حسابی سنگ تموم بزارن)
هممون منتظر اون روزی هستیم که هیچوقت هیچ مشتاقی از این زیارت باز نمونه
هرکی دوست داشت بیاد وسیله مهیا باشه.اگه شهدا به دلشون انداختن که بیان،ما هم بقیه مسئولیت شهدا رو به عهده بگیریم
ان شاالله
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
دوتا مطلب و چند تا عکس ...  

سلام

یکی اینکه از دوستان عزیز و همشهرکیها که لطف داشتند تشکر میکنیم از جمله:

نیلوفر خانم ، عاشق خطه شهید محلاتی ،

متین خانم (البته با عرض معذرت از اینکه اشتباهی نوشته بودم آقا) و دیگر عزیزان

دوم هم اینکه آقای هابیل در دو سه پست قبلی از درج پاسخ آقای صالح مدیر عامل بنیاد

تعاون و رئیس هیئت مدیره شهرک بر آشفته و گلایه کرده بودند

ما هم در وبلاگ ایشان پیغام زیر را گذاشتیم تا جواب بدهند

شنبه 22 دی1386 ساعت: 18:۳4
سلام
خسته نباشی
هابیل خان شما چه راحت حرف میزنی
چه ساده قضاوت میکنی
چه زود تصمیم میگیری و حکم صادر میکنی
امیدوارم برای این همه جواب (جواب برای سوال کننده اصلی) داشته باشی
ما بدون تعصب و البته بدون توهین و تحقیر با دکتر صالح مسئول محترم بنیاد
صحبت کردیم و حرفهای ایشان را (که شاید خودمان هم به آنها ایراد داشته باشیم)
نوشتیم همانطور که مفصل تر از آن حرفها و مستندات شما و آنهایی که شما آدرس داده بودید را نوشته بودیم
متاسفانه شما دوباره با قضاوت عجولانه نوشته ای:
قول یک مسئول را بیش از این ارزش گذاشته ای و جوابی را که در مصاحبه نمایی داده است بر این همه دلیل و مدرک ترجیح داده ای.
شما از کجا تشخیص داده ای که بیشتر ارزش گذاشته ایم ؟
چرا گفته ای ترجیح داده ایم؟
شما مخالفت با نظر و یا حتی مستندات به زعم خود محکمتان را بر نمی تابید ؟
پس سعه صدر اسلامی تان کجاست ؟
شما که با دوستان چنین هستید وای به حال دیگران !!!!
در هر صورت بی صبرانه منتظر مطالب احتمالا خواندنی شما در مورد
مسجد امام خمینی (ره) هستیم
و البته جواب حاکی از تائید یا عدم تایید آنرا هم از دیگران تهیه خواهیم کرد
ضمنا خود مسجد هم یک وبلاگ دارد اگر خواستید میتوانید آنجا بنویسید:
http://masjed-em-khomeiny.blogfa.com
به هر حال اگر مطالب خود را صریح و بدون خود سانسوری بنویسید ممنون میشویم
ضمنا اگر فایل آنرا هم برای ما بفرستید قول میدهیم بدون دخل و تصرف در وبلاگ بنویسیم
شاد و سربلند و موفق باشید
قربان شما

و همچنان منتظر پاسخ ایشان و یا صحبتهای مشابه دیگر عزیزان هستیم

اما حیفمون اومد چند تا از عکس از زیبائیهای برف اخیر رو نذاریم:

 

سه شنبه یازدهم دی 1386
زندگی نامه شهيد شيخ فضل الله محلاتي ...  

روحاني شهيد شيخ فضل الله محلاتي                    اهل شهرستان: محلات     استان: مركزي

                                       تاريخ شهادت:1/12/1362 - آسمان


به راستي قلم را چه گستاخي است كه صفحة سفيد كاغذ را در رساي آيتي آسماني، كه پير خمين، در خزان عمر او چون ابر بهار گريست، نقش زند. همو كه عمري در جستجوي وجود خويش بيابان‌گرد شد و سرانجام چون ققنوسي سرگشته در آتش عشقش خاكستر گشت. و چه زيبا سرائيد باغبان باغ انقلاب، آن پيرستان بلاكش كه «بهتر آنست كه قلم شكنم و دم فرو نبندم» آري بايد دم فروبست و تنها خنده‌هاي مستانه‌شان را در ملكوت خداوندي نظاره كرد.  ولي قلم را رسالتي است بس عظيم، كه ما‌يسطرونش،خونين‌ترين واژه‌هاي تاريخ است كه آيندگان را برگزيد ناگفتني‌هاي سال‌هاي انقلاب و جنگ را .


نگاشتن از اسطورة علم و مجاهدت، شهيد محلّاتي نيز فراتر از آن است كه در قلم سربازان ما بگنجد ولي :


                             آب دريا را اگر نتوان كشيد                                  هم به قدر تشنگي بايد چشيد


مجاهد نستوه، عالم وارسته، شهيد فضل الله محلاتي، در سال 1309 در شهرستان محلات، در خانواده‌اي كشاورز و متدين به دنيا آمد. پس از تحصيلات مكتبي، در سال 1344 وارد حوزه علميه قم شد تا از بحر، بي‌كران بزرگان آن ديار در جوار دخت موسي بن جعفر عليه السلام]  آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها[   جرعه بنوشد. بزرگاني نظير آيه الله بروجردي، آيت الله خوانساري و ديگر نخبگان عرصة فقه و فقاهت، و از همه مهمتر تلمّذ در محضر پيرمراد عارفان دلداده، همو كه راه و رسم عشق و عشقبازي، را به اين طلبة جوان آموخت، آموخت كه در ره دوست، خون و جان شيرين بهايي است بي مقدار، او كه از سالهاي حضور در محلات، با پير خمين همدم بود و از نور وجودش بهره‌مند بود، در قم نيز چون پروانه برگرد شمعش فيض مي‌برد . با شهيد مصطفي خميني هم سال بودند و ياري ديرينه، و از اين طريق رابطة ايشان با خانوادة امام - رحمه الله عليه - صميمي‌تر گشت.


چندي از تحصيل او در قم نگذشته بود كه جريان آوردن جنازة متعفّن رضاخان به قم، دل هاي علما و مؤمنين را، به درد آورد. شهيد محلاّتي طلبه‌اي جوان بود كه همراه گروه جان‌بركف فدائيان اسلام، ب عليه اين عمل ننگين تظاهرات كرد. اين عمل، سرآغاز زندگاني خطرخيز و مبارزات پياپي شهيد محلاتي بود كه در آخر منجر به پيروزي انقلاب شد.


در دل‌ِخطر مي‌رفت و به خاطر آرمان و هدفش از هيچ زيان شخصي، باك نداشت. در نهضت ملي نفت، همكاري نزديكي با آيه الله كاشاني – رحمه الله عليه -  داشت و چندين بار از سوي ايشان به شهرهاي مختلف، از جمله تبريز و ديگر شهرهاي آذربايجان شرقي اعزام گشت. در تبريز سخنراني آتشين كرد و شور مردم را در پاسداري از دين و كشور بر انگيخت و خود مورد حملة مزدوران رژيم قرار گرفت. و به شدت مجروح شد. او را با عمامه خونين از ميدان بيرون كرده و از مرگ حتمي نجات دادند. مشيت الهي بر آن بود تا او بماند و طعم شيرين پيروزي خون بر شمشير را بچشد.


در طول مبارزات حضرت امام- رحمه الله عليه- همواره مي‌كوشيدند تا ايده و مرام وي، را به علماي ديگر ارائه دهد و آنها را با مسير مبارزه آشنا سازد. از دوستان شهيد نقل است كه هر وقت شهيد محلاتي را در شهرهاي مختلف و در كنار علما مي‌ديدند، معلوم بود كه اعلاميه‌اي در راه است و انقلاب جهش نويني را خواهد كرد.


اولين بازداشت او در هجده سالگي بود كه پس از آن بارها و بارها از سوي ساواك دستگير و به زندان افتاد چنان كه نزد دشمنان نيز چهر‌ه‌اي آشنا بود. در جريان مبارزه عليه تشكيل انجمن هاي ايالتي و ولايتي نقش مهمّي داشت و رابط و پلي بود براي ارتباط علماي تهران و امام- رحمه الله عليه- به طوري كه بين دوستان و حتي ساواك به موتور العلماء معروف شده بود، شهيد خود در اين باره مي‌گويد:


«مرتّب از امام پيام مي‌آوردم و مي‌بردم، مرتّب امام دستوارتي مي‌دادند، ما مي‌آمديم خود را جمع مي‌كرديم. آن علمايي كه غير از مساله گفتن كاري نداشتند. من در همان موقع يك اعلاميه تنظيم كردم و 120 امضا، از علماي تهران گرفتم كه در آن زمان چنان صدايي كرد كه سابقه نداشت».


پس از حادثة تبريز، طعم شيرين عشق آسماني، را به همراه ازدواج با دختري مؤمنه از خاندان علماء چشيد.


صبيبة استادش، حضرت آيت الله شهيدي، همدم و هميار شهيد در سال‌هاي سخت و زحمات طاقت فرساي قبل و بعد از انقلاب بود.


فعاليت‌هاي شهيد محلاتي، تا سال 1342 ادامه داشت و در اين بين بارها به‌دست دژخيم ستم‌شاهي به زندان افتاد. به طوري كه روزها حبس در سلول‌هاي وحشتناك ساواك، وضعيت بدني‌اش را بسيار وخيم كرد و پس از بازگشت چند روزي ادامه داشت، شهيد محلاتي همزمان با اوج مبارزات و فعاليت‌هاي، از درس و بحث غافل نبود و تا سال 1339 تحصيلات خويش را در قم ادامه داد. مقدّمات و مطوّل را خدمت آيت الله مطهّري ، آيت الله صدوقي، مشكيني خواند و سطح، را در محضر فرزانگاني چون آيت الله حائري سلطاني و حاج شيخ عبدالجواد اصفهاني گذراند. در درس خارج، پاي درس آيت الله بروجردي، چندي تلمّذ كرد. ولي بيشتر تحصيلات خارج خود را در محضر امام- رحمه الله عليه- بود. پس از سال 1339 نيز در تهران در بحث آيات معظّم خوانساري، آملي و آشتياني شركت مي‌جسته و در فقه و اصول از شاگردان مبرّز امام - رحمه الله عليه- بود و نمايندگي ايشان و آيه الله بروجردي - رحمه الله عليه- را داشت. بسياري از تقريرات و دست نوشته‌هاي وي، در هجوم ساواك به منزلش از بين رفته و هم اكنون دست نوشت‌هايي به صورت پراكنده باقي مانده است. مباحث اجتهاد و تقليد، كتاب طهارت، صلوة و مباحث استصحاب، نوشته‌هاي اين يار برجستة امام- رحمه الله عليه- بود كه به حق مدال پرافتخار شاگردي حضرتش را برگردن آويخت.


پس از تبعيد امام- رحمه الله عليه- ، نيز مبارزات شهيد محلّاتي متوقّف نشده و يكي از اركان فعاليت‌هاي مردم حزب اله بود.


و در اين بين بارها به زندان افتاد. و در زير شكنجه‌هاي وحشيانة ساواك زخم شيرين دوست را به جان خريد و آرامش براي او معنا نداشت. زماني او با مبارزات پي در پي امان از ماموران و ساواك مي‌برد و زماني نيز در زير ضربات پياپي مشت ولگد، خصم ديرينه را تهي مي‌كردند.


سال‌هاي سخت مبارزه سپري گشت وطليعة آزادي با اشعّه‌هاي زرفام، خود يخ ديرين ستم را آب كرد، و ايران از زير يوغ سنگين استكبار رها گرديد. و نقش شهيد محلّاتي در اين پيروزي به عنوان يكي از اركان مبارزات مردم بر هيچ كس پوشيده نيست. رهبر معظّم انقلاب در مورد يار ديرين مبارزات خويش مي‌فرمايد:


«در همة جريان‌هاي اوّل پيروزي انقلاب، ايشان (شهيد محلاتي) نقش فعّال داشتند. در تمام مراحل اول پيرزوي انقلاب -كه لحظه لحظه كارهاي بزرگ و تعيين كننده بود- ايشان حضور داشتند، مجموعاً شهيد محلاتي در محور تلاش و فعاليت و حركت قرار داشتند.»


در بحبوحة انقلاب، فعّاليتها و جنب و جوش شهيد محلّاتي نيز بيشتر شد تا اين كه با ورود امام، و پيروزي شكوهمند انقلاب در 22 بهمن، او نيز چون سربازي فداكار در ركاب تك سوار ديار خمين، يك به يك مراكز قدرت را تسخير كرد. ايشان براي اولين بار صداي انقلاب را در سراسر عالم طنين انداز كرد و پيروزمند از راديو سراسري ايران اعلام كرد:


«اين صداي انقلاب اسلامي ايران است»


استاد شهيد، در اولين دورة مجلس شوراي اسلامي، به نمايندگي از مردم محلات وارد مجلس شد و يكي از اعضاء مؤثر كميسيون دفاع بود. مسئوليت‌هاي مختلف شهيد، نشان از روح فعّال و خستگي ناپذير اين يار ديرين امام(ره) داشت.


نمانيده حضرت امام در سپاه، دبيرجامعه روحانيت مبارز، معاونت آيه الله مهدوي كني در كميتة مركزي، نمايندة امام در حج و اوقاف و سرپرستي حجّاج در سال 1358 هريك نشان ديگري از پشتكار و فعّاليت مكانيزم محرّك انقلاب اسلامي است. اقيانوسي، كه بركرانه‌اش امواج خروشان فضائل و حماسه‌ها جلوه‌گر بود.


شهيد محلاتي پس از عمري تلاش بي‌وقفه، در راه اعتلاي اسلام و انقلاب، پس از سال‌ها كشيدن آه حسرت در فراق هزاران يار دلپاك كه در كشاكش مبارزات سي سالة خود، در يكم اسفند، سال 1364 آن گاه كه با جمعي از نمايندگان مجلس و ديگر بزرگان عازم جبهه‌هاي نبرد بودند تا با حضور خود در آن ميادين نوراني باعث قوت قلب رزمندگان گردند، در هواپيماي آسمان برفراز اهواز، مورد اصابت دو فروند جنگنده بمب افكن عراقي قرار گرفت و به همراه چهل تن از بهترين ياران امام امت، ققنوس وار در آتش عشقش پرپر گشت و ملت را همان قدر در سوگ خون نشانيد كه دشمنان را در شنيدن خبر شهادتش شاد كرد.

 
كنگره شهداي روحاني ::: چهارشنبه 2/12/1385::: ساعت 2:26 صبح
چهارشنبه چهارم مهر 1386
بازهم در باره ی جرثقیل ...  

سلام
وقتی مطالب مربوط به حکایات جرثقیل را نوشتیم دوست عزیزی بنام هابیل این نظر را برای ما نوشت:

هابیل:

سه شنبه 3 مهر1386 ساعت: 12:5

چرت و پرت نوشتی ها....

به راحتی در آوردن بیرون جرثقیل رو؟

بیا و مطلب رو توی وبلاگ بخون تا از این به بعد چرت و پرت ننویسی

البته ایشون میتونستند با لحن بهتری هم بنویسند ولی خوب دوست داشتند اینجوری بنویسند اما  آدرسی که ایشون داده بودند به نام مدرسه عالی شهید مطهری بود که از بچه هایی که با چنین مراکزی ارتباط دارند بعیده با کسی با این لحن حرف بزنند .... امیدواریم توی نظرات بعدی مهربون تر با ما باشند.

ولی در عین حال ما به وبلاگ ایشون و آدرسهایی که دادند سر زدیم و برای تکمیل موضوع جرثقیل عین مطالب ایشون رو اینجا میاریم با ذکر این نکته که ما هم این مطالب را شنیده بودیم ولی وقتی جرثقیل خارج شد معلوم شد همه اینها شایعات بوده .....

بازهم برای روشن تر شدن موضوع انشالله با مسئولین و آگاهان از موضوع صحبت میکنیم و اطلاعات کامل تری رو مینویسیم حتی اگر خلاف نظر خودمون باشد .... مثلا اگر عکسهایی از نحوه خارج کردن جرثقیل گیر بیاریم حتما میذاریم تا قضیه روشن بشه

یک نکته هم توی یادداشتهای بازدیدکنندگان بود و اونم اینکه در نقاط دیگر کشور و در چنین پروژه هایی جرثقیل از وسط سازه عبور کرده ولی شایعه ای مبنی بر مشکل خارج کردن آن وجود ندارد ....

منتظر نتایج تحقیقات بیشتر ما باشید .... شما هم اگر اطلاعات بیشتری دارید به ما بدهید تا ذکر کنیم

اما مطالب برداشت شده از آدرسی که آقا هابیل دادند:

 (لازم به ذکره این مطالب کاملا نقل قول است و ما هیچ دخل و تصرفی در مطالبش نکرده ایم)

سرنوشت افتضاح مقبرة الشهداء به کجا کشید؟

 خردادماه سال ۸۵ بود که خبر یک افتضاح معماری خنده دار در شهرک شهید محلاتی بر سر زبانها افتاده بود و اسباب بهت و  مضحکه را تو‌أمان فراهم کرده بود، هابیل عزیز گریزی زده است به سرنوشت این شاهکار(افتضاح) معماری:

شهرك شهید محلاتی با جمعیتی بیش از بیست و پنج هزار نفر (شاید هم بیشتر) از پرسنل سپاه پاسداران در شمال شرقی تهران قرار گرفته است. این شهرک برای خیلی ها و خصوصا ساکنان آن ویژگیهای منحصر به فردی دارد. دیوارهای شهرك، خانه های بی سند و مخصوصا برجهای شهرك شهید محلاتی که برای خیلی ها خاص! است. برجهایی كه بعضا مشكلِ معماری دارند و در زمانِ شهرداری احمدی نژاد خراب شدنِشان خواسته شده بود و اكنون در زمانِ حکومت قالیباف، بودنِشان خواسته شده است. برجهایی كه نباید ساخته می شدند و بعضی عوامل باعث شد كه ساخته شوند و باید خراب می شدند و بعضی عوامل دیگر باعث شده است كه خراب نشوند.(پیدا کنید پرتغال فروش را) 

عاشورای چند سال پیش، جایی در قسمت شمالی شهرك شهید محلاتی را انتخاب كردند و پنج شهید گمنام را در آنجا دفن كردند و اسمِ مكان را هم مقبرة الشهداء گذاشتند؛ جایی در شهرك شهید محلاتی كه اطرافش هنوز كمی دار و درخت مانده است و خبری از برجهای کذا در آنجا نیست. چندی بعد مسئولین فرهنگی شهرک تصمیم گرفتند در كنار مقبرة الشهدا، مهدیه ی شماره دوی تهران را هم بسازند تا اهالی تهران به سمتِ شهركِ معنوی! محلاتی گسیل شوند و بار معنوی خویش را از آنجا ببندند. برای همین مهندسین شروع به طراحی پروژه ای شگرف! كردند.

می گویند همان اوایلی كه این پروژه مراحل اولیه ی خودش را می گذراند، رهبری، سازه ی اولیه را دیده و پرسیده بودند كه «این انرژی هسته ای دیگر چیست؟» اطرافیان هم توضیحات لازمه را داده بودند. ایشان هم گفته بود که شهرك شما مسجد زیاد دارد و بهتر است این یکی را خراب كنید. اما آقایان گوش ندادند و خراب نكردند و برعکس، بر سرعت كار افزودند تا پس از چند سال! شاهکار معماری خود را اینچنین نمایش بدهند.  

این انرژی هسته ای دیگر چیست؟

سازه ای بسیار بزرگ كه گنجایشی قابل تحسین دارد اما چون مهندسینِ سازه از تمامِ توان خود برای ساختنِ بنا استفاده كرده بودند و وقت فكر كردنِ روی جرثقیل را نداشتند، آن را وسط سازه جا گذاشته بودند! اجرای پروژه به همین دلیل متوقف شد و هر كسی پیشنهادی برای حل معضل می داد. تا این كه چند هفته ی پیش، چرثقیلِ دیگری آورند كه از هیبت آنچنانی اش به نظر می رسید که باید تنها استفاده اش در بنادرِ بارگیری باشد، جرثقیل خیلی بزرگی بود كه فقط 300 میلیون تومان اجاره اش كرده بودند تا لكه ی ننگ مهندسی سپاه را با آن پاك كنند.

حالا این سازه است و این شهرك شهید محلاتی و آقایان مانده اند که با آن چه كار فرهنگی انجام بدهند بهتر است؟! چند پیشنهاد در این میان وجود دارد: حوزه علمیه، كتابخانه عمومی، سالن ورزشی، مهدیه شماره ۲ ، پاساژ تجاری و چند تای دیگر هم هست! بیشترین احتمال موجود همانا حوزه شدن این مکان است و این در حالی است كه در نزدیكی شهرك شهید محلاتی حوزۀ امام خمینی(ره) با تولیت حجة الاسلام صدیقی فعالیت می کند و تبدیل کردن این سازه به حوزه علمیه كاریست موازی كه بر فعالیت حوزۀ امام خمینی(ره) هم تاثیر سوء خواهد گذاشت. اما برادران مخلص سپاه ـ که گوش دادنِ به حرف دیگران چندان برایشان مهم نیست ـ احتمالا زیرِ گنبدِ آبی رنگِ سازه، حوزه ای به تولیتِ آيت الله موحدی كرمانی بر پا خواهند کرد.   

 

 


تتمه:  

خبرگزاری بازتاب هم  نوشت: سرويس عكس خبرگزاري فارس چند روز است كه نگران بيرون كشيدن اين جرثقيل از ميان سازه سبك است. كارشناسان معتقدند هميشه اين جرثقيل‌(تاور)ها از طريق قعطه قطعه كردن اجزايشان جمع‌آوري مي‌شوند و نگراني دوستان بي‌مورد است. اما ما معتقديم كه حق با بچه‌هاي فارس است و اين جرثقيل بايد با همين عرض و ارتفاع تا مقصد بعدي حمل شود!

 همانموقع یک نوشته طنز هم درمیان اهالی شهرک محلاتی پخش شده بود که به خوبی گویای حقیقت ماجراست. تصویر این نوشته را در زیر می بینید:

بزرگترین طنز معماری قرن!

اینهم قسمتی از نظر قابل تأمل جناب محمد : ... در معماری مسجد همواره گنبد دو پوش یعنی دارای دو لایه ساخته می شود که بتوان در تابستان و به خصوص زمستان از هزینه کمتری برای سرد و گرم کردن آن سود برد. ولی معلوم نیست در این پروژه ای که حتما یکی از برادران محترم دست اندرکار وارد کردن این سقف بوده به چه فاکتور مهندسی جز هزینه کردن الکی دقت شده است.البته نمی دانم خبر دارید که سردبیر وقت همان هفته نامه ای که در زیر مطلبتان گذاشته اید چند هفته پس از انتشار این خبر توسط حجت السلام زائری و موسوی جزایری مسئول توزیع همشهری در تهران برکنار شده است یا نه؟خدا عاقبت همه ما را به خیر کند| حمیدرضا هم می گوید:... الان شهرک محلاتي با توجه به وسعتي که داره 7 تا مسجد ( امام حسن ، انصارالحسين ، الزهرا ، وليعصر ، امام علي ، امام خميني و پيامبر اعظم ) داره که دو تاي آنها نزديک به همين بنا است ... مطمئنا اگر بخواهند انجا رو حوزه هم بکنند با توجه به اينکه يه حوزه زنان در شهرک بعلاوه حوزه امام خميني و چيذر وجود دارد ، استقبالي نخواهد شد  | و قال سیدعباس سیدمحمدی: اگر رضا شاه بود، می گفت مهندسه را ببرند بالای جرثقیل دار بزنند!

گزارش تصویری فارس نیوز درباره این شاهکار را ببینید(کلیک کنید)


... ادامه مطلب
شنبه هفدهم شهریور 1386
ماجراهای جرثقیل (قسمت اول) ...  
سلام

میخوام امروز یه ماجرایی رو تعریف کنم که مدتها خیلی از همشهرکی های ما رو سرکار گذاشته بود و هر کسی بنا بر تشخیصش و یا شنیده هاش اظهار نظری میکرد

وقتی از سال ۱۳۸۰ ۵ تا شهید گمنام آوردند و توی شهرک ما به امانت سپردند و بعدش هم روحانی جوان و فعال شهرک مرحوم آقای اسکندری رو کنار اونا به خاک سپردند ، ساخت سرپناه و گنبدی در این مکان شروع شد که بعدها توی یک نمایشگاه دیدیم که نوشته بودند بزرگترین گنبد بدون ستون ایران یا خاور میانه است ....

برای برپاکردن اسکلت این گنبد بزرگ جرثقیل و بالا بر بسیار غول پیکری از وسط آن گذروندند تا بتوانند سازه ها را به بالا برده و نصب کنند .

نصب این سازه ها چندین سال طول کشید به طوری که بعد از ۶ سال هنوز هم تمام نشده است.

نمیدونم کار به چه علتی مدت زیادی رکود داشت و همین رکود شایعه گیر کردن جرثقیل رو چنان دامن زد که بعضی از روزناهه ها هم نوشتند بدلیل عدم کارشناسی صحیح ، جرثقیل بزرگی در وسط گنبد بزرگ شهرک شهید محلاتی مانده که براي بيرون آوردن آن بايد گنبد را خراب كرد ......

ادامه دارد .......

یکشنبه یازدهم شهریور 1386
سخنان حاج آقا نقوی و مطلبی در مورد نشریه بهشت ...  

با تشكر از همه بازديد كننده هاي عزيز

و تشكر مخصوص از سركار خانم گودرزي بخاطر ارسال گزيده اي از سخنان حجت الاسلام نقويان

با عرض معذرت از اینکه مشکلی در قالب وبلاگ پیش آمد و  مطالب آن به هم ریخت سخنان حاج آقا رو در همین پست می آوریم و بعد از اون مطلبی در مورد نشریه بهشت .... اما گزیده ی سخنان جناب آقای نقویان با برداشت خواهر گرامی گودرزی از این سخنرانی :

یه توپ دارم قل قلیه ....

عرفانی ترین شعر همین شعر بچه هاست

خیلی شعر معروفی هم هست

خدا بیامرزه پدر هرکی این شعر رو ساخته...

میگن چی؟

یه توپ دارم قل قلیه

سرخ و سپید و آبیه ...

می زنم زمین هوا میره!!!

نمیدونی تا کجا میره!!

یعنی چی؟

اگه همچین با کله رفتی زمین..

اگه خوردی زمین

اگه شکست بزرگی خوردی!

چی ؟

حواست باشه میخوای بری بالا!

خدا امام حسین ع رو بدجوری زد زمین!

چون میخواست خیلی ببرتش بالا!

نمیدونی تا کجا میره!

اگه خدا زدت زمین بدون میخواد خیلی ببرتت بالا...

حالا بیا یه کاری!

اگه تونستی خودتو به خاطر خدا بزنی زمین

اونوقته که خدا خیلی میبرتت بالا!

آقا با برادرت قهری؟

به خاطر خدا خودتو بزن زمین

برو باهاش آشتی کن به خاطر خدا!

من این توپو نداشتم!

مشقامو خوب نوشتم!

ایشالا همه مشق های زندگیمونو خوب بنویسیم!

مشقی که خدا بهت داده رو خوب بنویس!

نمازتو درست بخون!

تکالیف دینت رو درست انجام بده!

بابام بهم عیدی داد!

یه توپ قل قلی داد!

حالا اگه مشقاتو درست نوشتی!

خدا هم بهت عیدی میده!بهت پاداش میده!

حتما شما هم شنیدید

از رادیوی معارف و قران و تلویزیون

اعلام کردند که  بیائید 1000 گل صلوات

و چند میلیون دعای فرج برای ظهور آقا

تقدیم به امام عصر (عج) کنیم تا ظهور تعجیل بشه

من زنگ زدم به صدا و سیما گفتم

شما فکر میکنید اینا کار سازه؟

نه اینا ظاهره اینا کاغذ کادوست

خود کادو باید ارزش داشته باشه

من آقایی میشناسم

بیست ساله تسبیح دستشه

داره صلوات میفرسته

اونوقت همین آقا بیست ساله که با برادرش قهره!

اینا میدونید مثل چی میمونه؟

فرض کنید یه آقایی به اندازه وسعش

روز زن میره برای خانومش

هدیه میخره هدیه اگر پیرهنی

عطری چیزی باشه خب آقا

کادو میکنه توی یه کاغذ کادوی قشنگ

و میبره میده به خانوم...

خانوم میاد یواش یواش این کاغذ کادو رو باز میکنه

بعد تا میکنه کاغذ کادو رو قشنگ و مرتب

میزاره تو کمد نگهش میداره!

حالا!!!.... حالا اگه هدیه طلا باشه !

خانومه کاغذ کادو رو سریع پاره میکنه

میندازه سطل آشغال و طلا رو ازش مواظبت میکنه!

آدم باید کار کنه روی خودش

با این کاغذ کادو ها امام زمان ع ظهور نمیکنه!

باید طلا بشی تا آقا بیاد!

اما مطلب بعدی که میخوام بگم در مورد نشریه بهشته 

شايد به بعضيا بر بخوره عیب نداره

ممکنه همین باعث بشه يه خورده توي اين وبلاگ كمكمون كنند

موضوعي كه ميخوايم بش گير بديم اینه كه

این ماهنامه که با هزينه اي سنگين تهيه و منتشر ميشه

 موضوعات و مطالبي در رابطه با شهرك

بعلاوه يكسري مطالب آموزنده ی دیگه داره

جلد ماهنامه بهشت شماره يك

 اين نشريه ظاهرا بصورت رايگان در سطح شهرك توزيع ميشه

ميگم ظاهرا براي اينكه توي بعضي جاهاي شهرك

از جمله بخشهايي از فاز يك تا خالا نمیرسید و

تازه اولين شماره اش رسيده و

حتما خيلي جاها هست كه هنوزم نميرسه

تازه وقتي زنگ ميزنيم كه بگيم چرا نمیرسه

آقايون مي فرمايند كه باید حضوری بیایید اينجا و كتبي اعلام كنيد

خوب معلومه که کسی اینکار رو نمیکنه قیدشو میزنن دیگه

بگذريم گفتيم سايت دارند میریم از اونجا مي بينيم

اسم سایتش سايت بهشت محلاتي  هست

وقتي وارد سايت شديم خجالت كشيديم 

با اينكه ظاهرا آخرين شماره نشريه مربوط به

سال دوم شماره ۵ هست متاسفانه روي سايت

نشريه فقط يك شماره و اونم شماره يك هست

كه تصویر جلدش را در بالا مشاهده میکنید

و اون هم به شكل كاملا غيرحرفه اي و مبتدي

بصورت تصوير اسكن شده  قرار داده شده است

دريغ از يك صفحه اچ تی ام ال یا حتی  پی دی اف 

كه بشه راحت دریافت کرد ....

حتي در آرشيو هم هيچ خبري نيست .....

این هم یک صفحه از آخرین نشریه

که مربوط به تیر و مرداد ۸۶ هست .....

مجله بهشت سال دوم شماره 5 صفحه 6

به امید اینکه هم نشریه متنوع تر بشه و

منعکس کننده نظرات و گزارشات منتقدانه هم باشه

و هم  اینکه توزیع آن درست بشه و برخورد عوامل

هم بهتر بشه و سایت اون هم زودتر

بروز بشه که خیلی زشته اینجوری ....

ببخشید که یوخده طولانی شد

سه شنبه نوزدهم تیر 1386
معرفي شهرك ...  

شهرك شهيد محلاتي شهركي است با قدمت حدود ۱۷ سال در شمال شرقي تهران با بيش از ۵۰۰۰ خانوار جمعيت

اين شهرك كه در سه فاز ساخته شده است داراي تركيب جمعيتي مذهبي و اصيل بوده و سبقه معنويت و توجه به مسائل اعتقادي در آن به چشم ميخورد

اين شهرك كه بين دامنه كوههاي دارآباد و سوهانك قرار دارد تقريبا تا نقاط مرتفع تپه هاي منطقه توسعه پيدا كرده است

ظلع شرقي شهرك شهيد محلاتي شهركهاي ابوذر و  قائم قرار دارد و ظلع غربي آن هم شهركهاي صدف و نفت واقع شده اند كه بجز شهرك ابوذر كه تقريبا قديمي تر از بقيه است ساير شهركها هم سن يا جوان تر از شهرك محلاتي هستند.

شمال شهرك ارتفاعات قرار دارند و از جنوب نيز به اتوبان لشكرك منتهي ميگردد .

آب و هواي شهرك نسبت به آب و هواي ميانگين تهران تقريبا ۴ الي ۵ درجه خنك تر بوده و از طراوت و شادابي خاصي برخوردار است

به همت مسئولين شهرك ، فضاهاي سبز مخصوصا در ارتفاعات به طرز بسيار زيبايي ساخته و آماده بهره برداري شده اند كه همه روزه و هر شب مورد استفاده اهالي و ساير مردم كه اغلب خانواده هاي مذهبي كه دنبال فضاي سالم براي تفريح مي باشند قرار ميگيرد .

رستوران زيبايي در بالاي ارتفاع با پيتزا از بازديدكنندگان پذيرايي ميكند

بالاي شهرك شبهاي باصفايي دارد ، سكوهاي تعبيه شده براي خانواده ها با چراغهاي زيبا ، روشنايي مناسبي دارند . منقلهاي نصب شده در كنار سكوها براي برقراري بساط كباب و پخت و پز و وسايل تفريح بچه ها از جمله تاب و سرسره محيط مفرح و دلنشيني ايجاد كرده است

اگر خانواده ای مذهبی هستید و دنبال محيطي مطمئن و آرام و با امنيت براي تفريح خانواده خود ميگرديد پيشنهاد ميكنيم يك شب سري به فضاهاي سبز بالاي شهرك ما بزنيد .... بعيد ميدانيم خاطراتش فراموشتان شود .... تهران با همه بزرگيش زير پاهاي شما و در ديد مستقيم شما قرار دارد .....

شنيدن كي بود مانند ديدن ..... بايد ببينيد

اميدواريم در اين وبلاگ بتوانيم اطلاع رساني خوبي از شهرك داشته باشيم

البته اين امر مستلزم همكاري و همت دختران و پسران فهيم و با انگيزه ي شهرك ما مي باشد

كه همينجا تقاضا ميكنيم در صورت تمايل به همكاري با شهرك با ما تماس گرفته و يا همينجا كامنت بگذارند تا در صورت تمايل به عنوان نويسنده در وبلاگ معرفي شده و فعاليت كنند

شاد و سربلند باشيد

بچه هاي شهرك محلاتي